آقای وزیری که پیاده‌روی می‌کند، لبخند می‌زند و به سفر رفتن علاقه زیادی دارد

رأی اعتماد مجلس نهم به محمود علوی، برای تصدی وزارت اطلاعات در دولت یازدهم شوکه‌کننده بود. هم برای خودش، هم برای خبرنگاران؛ چراکه او کمتر از دو سال قبلش- زمستان ٩٠- زمانی که نماینده تهران در چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری بود، عزم نامزدی برای نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را کرد، اما در گرماگرم رقابت‌های انتخاباتی رد صلاحیت شد. با وجود این رد صلاحیت خبرساز، اما مجلس نهمی‌ها بی‌دردسر به صلاحیت او برای یکی از مهم‌ترین وزارتخانه‌های کشور رأی مثبت دادند. او با کسب اکثریت آرا (آرای اخذ‌شده، ٢٨٣ رأی/ ٢٢٧ رأی موافق، ٣٨ رأی مخالف و ١٨ رأی ممتنع) وزیر اطلاعات شد.

بهانه؛ پیاده‌روی در خیابان‌های آبادان
هرچند به‌واسطه سمتش کمتر می‌توان درباره او نوشت، اما اقدامات او گهگاه خبرساز می‌شود. مثل خبری که اخیرا درباره او در رسانه‌ها منتشر شد. پنجشنبه‌ای که گذشت خبرگزاری تسنیم نوشت: «سیدمحمود علوی وزیر اطلاعات پس از حضور در حسینیه عاشقان ثارالله(ع) شهرستان آبادان با پای پیاده میان مردم خون‌گرم آبادان رفت و به خوش‌وبش با مردم آبادان پرداخت و نظرات و دیدگاه‌های مردم را نیز شنید… امام‌جمعه و برخی مسئولان و مردم نیز وزیر اطلاعات را در این مسیر همراهی می‌کردند».

شناسنامه؛ صادره از لامرد
با او که هم‌صحبت شوی، از لهجه‌اش پیداست که شیرازی است، او سال ١٣٣٣ در لامرد استان فارس به دنیا آمد. سبزه‌روست و همواره لبخند می‌زند. پدرش سیدرضا علوی هم روحانی بود. سه‌ساله بود که برای تکمیل تحصیلات حوزوی پدرش، خانوادگی راهی نجف شدند. خودش هم که ١٦‌ساله شد به راه پدر رفت و لباس روحانیون را بر تن کرد. او طلبگی را از نجف کلید زد و بعد هم در آبادان و قم ادامه داد.

علوی هم‌زمان با تحصیلات حوزوی، به دانشگاه هم رفت و دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی‌اش را از دانشگاه فردوسی مشهد گرفت. به واسطه همین تحصیلات هم عضو هیئت‌علمی دانشکده صداوسیما شد و در پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، دانشکده الهیات دانشگاه تهران، دانشگاه امام صادق، دانشگاه مذاهب اسلامی، دانشگاه آزاد و دانشکده علوم حدیث هم به کرسی استادی دست یافت. یکی از فرزندانش به نام محسن، در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از لامرد راهی بهارستان شد.

کارنامه؛ وزیر دنیادیده
او پیش از انقلاب و در دوران طلبگی و دانشجویی فعال بود و در قالب انجمن‌های اسلامی دانشجویان علیه رژیم شاه فعالیت می‌کرد. وقتی که انقلاب شد، سیدمحمود علوی ٢٤‌ساله، اولین حکم رسمی‌اش را در جنوب فارس گرفت. یک سالی این سمت را عهده‌دار بود تا اینکه به‌عنوان نماینده دفتر بنیان‌گذار جمهوری اسلامی در زادگاهش پست جدید گرفت. پس از آن در سال ٥٩ در رقابت‌های اولین دوره مجلس شورای اسلامی حاضر شد و از لامرد راهی پارلمان شد. او دو دوره متوالی نماینده لامرد در مجلس بود و در این ادوار مخبر و سخنگوییِ کمیسیون شوراها و امور داخلی، کمیسیون خاص وظیفه عمومی، کمیسیون خاص وظایف و اختیارات ریاست‌جمهوری را برعهده داشت.

او از راهیابی به مجلس سوم بازماند و در این فاصله، یعنی از سال ٦٨ تا ٧٠ به معاونت نظارت و بازرسی و معاونت روابط‌عمومی و تبلیغات سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح رسید. او پس از یک دوره غیبت در مجلس- دوره سوم – در انتخابات چهارمین و پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی بازهم موفق شد، بر کرسی نمایندگی لامرد در مجلس بنشیند. او در دوره چهارم مجلس شورای اسلامی نایب‌رئیس کمیسیون شورا‌ها و امور داخلی و رئیس گروه دوستی ایران و کویت بود، در دوره پنجم شورای اسلامی هم نایب‌رئیس کمیسیون‌های سیاست خارجی و آیین‌نامه داخلی و ریاست گروه دوستی پارلمانی ایران و مراکش را برعهده داشت. او پس از پایان دوره نمایندگی‌اش، با حکم مقام معظم رهبری به ریاست سازمان عقیدتی – سیاسی ارتش منصوب شد و تا سال ٨٨ هم عهده‌دار این سمت بود. خرداد ٨٨ بود که او در انتخابات میان‌دوره‌ای چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری از استان تهران راهی خبرگان شد.

دو سال از حضورش در خبرگان رهبری می‌گذشت که عزم ورود به مجلس شورای اسلامی کرد، اما رد صلاحیت مانع از راهیابی او به بهارستان شد. البته این ردصلاحیت خبرساز مانع حضور او در رقابت‌های انتخاباتی بعدی نشد. علوی در پنجمین دوره انتخابات مجلس خبرگان هم که اسفند ٩٤ برگزار شد، به ‌عنوان دهمین نفر از تهران راهی این مجلس شد. او در فهرست انتخاباتی «خبرگان مردم» – فهرست مشترک اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان- قرار داشت. از میزان آشنایی و نزدیکی علوی و حسن روحانی جزئیات زیادی در دست نیست، جز اینکه او و روحانی ١٦ سال و در ادوار اول، دوم، چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی با هم همراه بودند. شاید به‌واسطه این همراهی بود که او در انتخابات یازدهمین دوره ریاست‌جمهوری به یکی از فعالان اصلی ستاد انتخاباتی حسن روحانی بدل شد و پس از ریاست‌جمهوری روحانی، به ‌عنوان وزیر اطلاعات از مجلس نهم -همان مجلسی که سودای ورود به آن را داشت اما برای ورود به آن رد صلاحیت شده بود- رأی اعتماد گرفت. او هفتمین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی است. علوی مورد اعتماد روحانی است؛ آنچنان که پس از تشکیل کابینه، به ‌عنوان نماینده رئیس‌جمهور برای برقراري ارتباط دولت با علما و روحانیون حوزه، راهی مشهد و قم شد و با روحانیون، مراجع و علمای حوزه دیدار و گفت‌وگو کرد. او در دیدارها و دورهمی‌های مذهبی و سیاسی اصلاح‌طلبان، معمولا حاضر است و سخنانی که درباره حوادث انتخابات سال ٨٨ می‌گوید، اغلب از سوی جناح راست مورد نکوهش قرار می‌گیرد.

نکته دیگری که درباره علوی جالب توجه است علاقه او به سفر و بررسی سبک زندگی مردم در کشورهای گوناگون است. او تا کنون به ۳۰ کشور از جمله عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات، عمان، ترکیه، لبنان، سوریه، اردن، آذربایجان، گرجستان، اوکراین، قرقیزستان، ترکمنستان، قزاقستان، آلمان، سوئد، دانمارک، فرانسه، مراکش، کلمبیا، هند، تایلند، سنگاپور، مالزی، اندونزی، چین، کره‌ جنوبی، بحرین و پاکستان سفر کرده است و تسلطش به زبان‌های عربی و انگلیسی در این سفرها به یاری‌اش آمده است.

مواضع؛

بنده در صورت کسب رأی اعتماد نه با اتوبوس، بلکه با دوچرخه به وزارت اطلاعات می‌روم./ صحن علنی مجلس، مرداد ٩٢.
‌ ترس بی‌مورد کسانی را که در حوادث ٨٨ خلافی مرتکب نشدند حل می‌کنیم./ خبرگزاری ایسنا، مرداد٩٢.
‌ وزیر دادگستری بیشتر از من در جریان این موضوع – پرونده حصر- هستند. من در جریان جزئیات نیستم./ گفت‌وگو با خبرنگاران، روزنامه «شرق»، دی ٩٢.
‌اصلاح‌طلب و اصولگرا همه فرزند مملکت هستند و هر کدام توانایی کار داشته باشند به آنها میدان کار داده می‌شود./ خبرگزاری تسنیم، اردیبهشت ٩٣.
‌ ما باید در همان چارچوبی که رهبری اعلام کرده‌اند دنبال جذب حداکثری و دفع حداقلی باشیم و به هرکسی که می‌خواهد سوار بر کشتی نظام و انقلاب شود اجازه دهیم؛ چراکه ما صاحب کشتی انقلاب نیستیم که افراد را پیاده کنیم./ خبرگزاری فارس، مرداد ٩٣.
‌ یک فرمانده در میدان دفاع مقدس ممکن بود ۸۰ درصد از اهداف عملیات را محقق کرده و زمین‌های زیادی را آزاد کند، اما عده‌ای هم شهید می‌شدند و بخشی از تجهیزات منهدم می‌شد… سؤال اینجاست که وقتی عملیاتی این میزان از موفقیت را به دست می‌آورد، آیا رادیو و تلویزیون به خاطر پیروزی به‌دست‌آمده و زمین‌های آزادشده، مارش پیروزی می‌نواختند یا به خاطر شهادت عده‌ای از رزمندگان عزیز مارش عزا پخش می‌کردند؟/ دیپلماسی ایرانی، آبان ٩٤.

2929

صدای بلند نصیر‌آباد/ آنچه در بازدید ربیعی، نهاوندیان، هاشمی و محسنی‌بندپی از گورخواب‌ها و کمپ‌اخوان گذشت

شهر از آمدن مسئولان خبردار شده بود؛ از بنرها خوانده بودند که مسئول دفتر رئیس‌جمهوری، وزیر رفاه، استاندار تهران و چند نفر دولتی دیگر قرار است برای نخستين‌بار پا در روستایشان بگذارند. هوا که تاریک شد، کوچه‌های تنگ‌و‌تاریک اتفاق عجیبی به خود دید، آن‌قدر که همه را به خیابان کشانده بود؛ هیچ‌کس در مغازه نبود، همه سرها از پنجره‌ها بیرون آمده و چراغ‌های گردان مگان‌های سفید و سیاه و خودروهای پلیس را که در پیچ‌و‌خم کوچه‌ها می‌رفت، دنبال می‌کرد. این برای «نصیرآبادی»‌ها عجیب نبود، شوک‌آور بود.

علی ربیعی، وزیر رفاه؛ ‌هاشمی، استاندار تهران؛ محمد نهاوندیان، رئیس دفتر ریاست جمهوری؛ انوشیروان محسنی‌بندپی، رئیس سازمان بهزیستی و مسئولانی از ستاد مبارزه با مواد مخدر همه در یک ون سفید نشستند و از در زنگ‌زده، از دل جمعیت گذشتند و وارد قبرستان شدند؛ درها که بسته شد، خیلی‌ها پشت در ماندند، خیلی‌ها که برای خواندن فاتحه‌ای برای عزیزان از دست‌رفته‌شان آمده بودند. داخل قبرستان اما خبرهایی بود. مردم اعتراض داشتند، حرف زیاد داشتند، از معتادان و موادفروشانی که نصیرآباد را قُرق کرده‌اند. نگاه آنها به این گورها، گورهایی که سال‌هاست آنها را با ساکنانش، همان معتادان بی‌خانمان، می‌شناختند، فرق داشت. این بار پایین آمدند و گورها را از نزدیک دیدند و با ژست‌های مختلف عکس‌های یادگاری گرفتند.

نگهبان قبرستان، به میان جمعیت رفت و با صدای بلند فریاد زد: «ما این‌جا از دست معتادان و موادفروشان امنیت نداریم.» مردم، اهالی نصیرآباد، هم تأیید می‌کردند. صلوات می‌فرستادند و ون سفید مسئولان دولت را دوره کرده بودند، به جز نهادوندیان، مسئولان دیگر از خودروها پیاده نشدند و از شیشه‌های پایین‌کشیده حرف‌هایشان را شنیدند: «یک روز قبل از انتشار این تصاویر، من به همه گفتم این‌جا چه خبر است؛ فرماندار یک هفته پیش این قبرستان را دیده بود. اما هیچ‌کس، کاری نکرد.» این را یکی از همان اهالی با هیجان خاصی فریاد می‌زد: «این‌جا پُر معتاد بود، الان همه را بردند، درد نصیرآباد همین معتادان و موادفروشان است، این‌جا راحت ٢٠٠ خانه هست که مواد می‌فروشند، آن‌جا را ببین، آن چراغ‌ها را می‌بینی، اینها همه مواد‌فروشند.» اشاره‌اش به آن سوی دیوار قبرستان بود؛ دیوار خیسی که چند ساعتی از بالا‌آمدنش نمی‌گذشت، دیوار قبرستان را محاصره کرده بود: «این لب کانال را ببینید، این‌جا پُر از معتاد و موادفروش است. ما این معتادان داخل گور را خیلی وقت است می‌بینیم، دو سه سالی می‌شود، آنها صبح‌ها گدایی می‌کردند و شب‌ها در این گورها می‌خوابیدند.»

یکی دیگر از اهالی هم به جمع‌شان آمد: «از وقتی معتادان را از روستای ویره خارج کردند، همه‌شان آمدند نصیرآباد، الان این‌جا پر شده از معتاد و موادفروش. الان درِ هر خانه‌ای را بزنید، نمی‌گویند کیه؟ می‌گویند چی می‌خواهید؟» زنی که بر سر مزار پدرش آمده بود، ٤ سالی می‌شود این گورخواب‌ها را در این قبرستان می‌بیند، او هم از وضع نصیرآباد ناراضی است و می‌گوید: «این‌جا شب‌ها تیراندازی می‌شود؛ ما امنیت نداریم.» خودروي مسئولان دولتی همان‌طور که آمده بود، جمعیتی که حلقه‌اش کرده بود را شکافت و خارج شد و اهالی نصیرآباد ماندند و حرف‌های ناگفته‌شان. آنها به سمت شهرداری باغستان رفتند و با مسئولان این منطقه دور میزی نشستند.

نهاوندیان، ربیعی، ‌هاشمی و محسنی بندپی در کمپ اخوان

روز پنجشنبه تنها قبرستان نصیرآباد نبود که حضور مسئولان دولتی را به خود دید، جاده‌ای که به مرکز ترک اعتیاد اخوان می‌رسید هم خودروهای اسکورت‌کننده ربیعی و نهاوندیان و ‌هاشمی و… را دید که می‌روند. شهریار از یک روز قبلش آماده شده بود؛ با شستن و تمیز‌کردن شهر و نصب بنرهای خوشامدگویی و پلیس‌های راهی که مرتب و منظم خبردار ایستاده بودند. به محض ورودشان به مرکز اخوان، جلسه‌ای تشکیل شد. محمدرضا آذرنیا، دبیر شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر استان تهران، نخستين کسی بود که در این جلسه گزارشی ارایه کرد: «در مراکز ترک اعتیاد استان تهران حدود ٤‌هزار نفر تحت درمان هستند، ١٠‌هزار نفر هم از اول امسال درمان شدند که در مقایسه با سال‌های قبل رشد قابل توجهی داشت؛ به ‌طوری‌که در ‌سال ٩٣، ٣‌هزار و ٥٠٠ نفر درمان شدند؛ در ‌سال ٩٤، ٨‌هزار و ٥٠٠ نفر و امسال تا کنون هم حدود ١١‌هزار نفر. تا پایان امسال هم ٥‌هزار نفر دیگر به آنها اضافه می‌شوند.» او اشاره‌ای هم به وجود زنان معتاد متجاهر کرد: «در حال حاضر ٤٠٠ زن معتاد متجاهر در تهران جمع‌آوری شده‌اند و دیگر زن معتاد متجاهر در تهران وجود ندارد.»

او اقداماتی که پس از جمع‌آوری این افراد انجام می‌شود را مورد توجه قرار داد: «تلاش شده که دفترچه سلامت و کارت هویت و شناسایی برای افراد تحت درمان صادر شود؛ کسانی که فاقد سرپرست خانواده بودند با توافقی که انجام شد، قرار است تحت سرپرستی کمیته امداد قرار بگیرند و انگشت‌نگاری آنها انجام شده تا اگر دوباره به این چرخه برگردند، اقدامات شدیدتری نسبت به آنها اعمال شود.»

آذرنیا، درباره اشتغال این افراد هم توضیحاتی داد: «با توافقی که با ستاد مبارزه با موادمخدر انجام شده، قرار است هر کارفرمایی که برای این افراد شغل ایجاد کند، به ازای هر نفر، ١٠‌میلیون تومان از ما تسهیلات دریافت کند، پیش از این هم با تلاش‌هایی که انجام شده، ٣٩٧ نفر از بهبود‌یافته‌ها توانستند سر کار بروند. در حال حاضر ما برای این بخش ظرفیت خالی داریم اما متقاضی وجود ندارد.»

دبیر شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر استان تهران در همین جلسه از نهاوندیان، رئیس دفتر ریاست‌جمهوری خواست تا آنچه در ستاد به‌عنوان مصوبه ١٣٢ تصویب‌شده اجرایی شود. آذرنیا همچنین اشاره‌ای به گورخواب‌های نصیرآباد داشت: «به ما گفتند در این قبرستان حدود ٤ نفر در قبرها می‌خوابیدند، به ‌هر حال با وجود ١٦‌هزار معتاد متجاهر که ١١‌هزار نفرشان تحت درمان قرار گرفته‌اند، ممکن است این ٤ نفر از قافله درمان جا بمانند.»

علی مویدی، جانشین ستاد مبارزه با موادمخدر هم یکی دیگر از مسئولان حاضر در این نشست بود: «قبلا ٤٠٠ تا ٦٠٠ معتاد جمع‌آوری می‌شد و به مدت سه ماه از آنها نگهداری می‌شد حالا این تعداد به ٨ تا ١٠‌هزار نفر رسیده است با ٦ ماه نگهداری. برنامه ما این است که ٤ تا ٥‌هزار نفر دیگر را به مدت ٦ ماه نگهداری کنیم. مشکل ما معتادان متجاهر است که سعی می‌کنیم آنها را از کف خیابان ساماندهی کنیم و این کار تا پایان ‌سال انجام می‌شود.»

مددجویان کمپ اخوان: بعد از ٣ ماه رهایمان می‌کنند

هر اتاق، ٢٠ تخت. این وضع کمپ اخوان است که حالا بیشتر تخت‌هایش با معتادانی که اغلب کارتن‌خواب‌های شهریار و شهرهای اطراف است، پر شده. کمپ اخوان سفید است، تخت‌هایش فلزی با روتختی‌های سبزرنگ و مددجویانی که بلوز و شلوار آبی به تن کرده‌اند. همه آنها از بازدید دولتی‌ها از این مرکز خبر داشتند، همه تمیز و مرتب سر جایشان ایستاده‌اند: «ما را یک ماه پیش از سرآسیاب ملارد آوردند این‌جا. همه‌مان کارتن‌خواب‌های همان منطقه هستیم. به ما گفته‌اند دو ماه دیگر همین‌جاییم، اما بعدش چه می‌شود؟ ما جایی نداریم که برویم.» اینها را «منصور» که ٥٧سالش است می‌گوید. مشکل آنها کار است، جا است: «ما را بعد از دو ماه رها می‌کنند و می‌روند. ما هم دوباره معتاد می‌شویم و برمی‌گردیم همین‌جا.»

«محمد» را دومین‌بار است که به این مرکز می‌آورند. او قبلا همین پروسه را طی کرده بود، درمان شده بود، اما وقتی درهای آهنی اخوان را رد کرد، مستقیم رفت سرآسیاب، همان‌جا که ٨‌سال زندگی می‌کرد: «یک کاری برای ما دست و پا کنند، یک جای خواب به ما بدهند، ما دیگر مشکلی نداریم، ما هیچی نداریم، هیچ جایی نداریم که برویم، حتی کرایه ماشین نداریم. ما را در جامعه رها می‌کنند، یا باید برویم دزدی یا موادفروشی.» محمد اینها را به حرف‌های قبلی‌اش اضافه می‌کند.

حرف او حرف خیلی‌های دیگر است؛ حرف‌های علی که قبلا آلات موسیقی می‌ساخت و مجتبی که با پسرش، سر زمین کشاورزی کار می‌کرد: «این‌جا همه‌چیز خوب است، غذا و لباس و جا. اما بعدش چه می‌شود؟» یکی کفاش است و یکی دیگر خیاط. یکی باطری‌ساز و آن یکی کارگر ساختمان: «سرآسیاب همه‌جایش موادفروشی دارد، از فلافل‌فروشی تا تعمیرگاه. جمع کارتن‌خواب‌ها آن‌جا جمع است، هرکس هم از یک‌جایی آمده.» «محمود» که ٩‌سال در همان منطقه کارتن‌خوابی می‌کرده اینها را با لهجه غلیظی می‌گوید: «من را ٣٠، ٤٠ بار گرفته‌اند، کمپ هم رفتم، اما چه فایده؟ انگ معتادی به ما خورده، هر جا می‌رویم، به ما کار نمی‌دهند.» بعضی هم کارتن‌خواب نیستند. آنها را در خیابان گرفته‌اند. «مرتضی» یکی از آنهاست: «در خیابان راه می‌رفتم که گرفتند، اعتیاد دارم اما کارتن‌خواب نیستم، خانواده دارم، الان هم خانواده‌ام مشکل پیدا کرده‌اند.»

قول بدهید ترک می‌کنید

در همان گیرودار بود که نهاوندیان،‌ هاشمی و ربیعی از راه می‌رسند. محمد نهاوندیان با معتادان سر صحبت را باز می‌کند و از آنها قول می‌گیرد: «قول می‌دهی اگر بهت یک وام بدهیم، ترک کنی و دست چند نفر دیگر را هم بگیری؟» پاسخی که شنید: «قول می‌دهم.» در میان جمعیت معتادان، تعدادی از گورخواب‌های نصیرآباد بودند.

«پرویز»، گورخوابی که عکس‌هایش جنجال‌برانگیز شده، یکی از آنها بود، اما او شبیه روزهای قبلش نیست، حمام رفته و سر و صورتش را تراشیده. او دو شب قبل، به این مرکز منتقل شده بود.

علی ربیعی، وزیر رفاه با او گفت‌وگویی کرد: «من مغازه‌ای در مولوی داشتم، اما معتاد شدم و کارم را رها کردم. خانواده‌ام هم مرا طرد کردند.»

او عکس‌هایش را دیده بود که در هفته گذشته به شدت بازتاب خبری پیدا کرده. می‌خندد. بهروز، زن و دو فرزند دارد، اما آنها او را در خانه نمی‌پذیرند. او عکس‌هایش را دیده که در روزنامه‌ها و سایت‌ها منتشر شده‌ است؛ می‌خندد.

۴۷۴۷

درخواست خواننده پازل از مردم: کسانی را تشویق کنید که هنرشان غمگین کردن ماست

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گروه پازل شامگاه جمعه دهم
دی با حضور علی رهبری در مقام آهنگساز و خواننده و آرین بهاری به عنوان تنظیم‌کننده،
میکس و مسترینگ اولین تجربه کنسرتی رسمی را از سر گذراند.

در ابتدای این کنسرت که در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی
تهران برگزار شد علی رهبری با اشاره به اولین آلبوم رسمی این گروه با عنوان «قایق
کاغذی» گفت: «روز بیست و پنجم از ماه پنجم سال 95 بود که اولین آلبوم رسمی‌مان را
منتشر کردیم. حدودا چهار ماه و نیم از آن روز می‌گذرد و  اکنون که در روز دهم از ماه دهم سال 95 و آغاز
سال 2017 اولین کنسرت رسمی‌مان را برگزار می‌کنیم امیدواریم سال نوی میلادی سرشار
از دوستی، آشتی و مهربانی باشد.»

این اولین کنسرت رسمی گروه پازل پس از اجرای زنده آن‌ها در جزیره
کیش به شمار می‌رفت. در این کنسرت از دکور خاصی استفاده نشده بود و در کنار نورپردازی،
بر سکوهایی که در صحنه قرار داشت و نوازندگان روی آن‌ها ایستاده یا نشسته بودند تصاویری
با پروژکشن پخش می‌شد.

اولین قطعه‌ای که رهبری در این کنسرت خواند «لحظه به لحظه»
نام داشت. او در ادامه از محسن رجب‌پور مدیر شرکت ترانه شرقی، سامان امامی تنظیم‌کننده
و حامد همایون خواننده که در این کنسرت حضور داشتند تشکر کرد.

قطعات بعدی این گروه موسیقی پاپ «چی می‌شه»، «یه صدا» و
«قایق کاغذی» بود. هنگام اجرای هر کدام از این قطعات، متناسب با حال و هوای آن‌ها تصاویری
بر سکوهای روی صحنه انداخته می‌شد.

قطعه بعدی «دریا» نام داشت و در هنگام اجرای قطعه «یکی تو
قلبمه» تصاویری از ناصر عبدالهی، بابک بیات و مرتضی پاشایی نشان داده شد.

سپس رهبری از متولدین دهه‌های 70، 60، 50 و 40 درخواست
کرد هر کدام جدا جدا به افتخار خود دست بزنند که در این میان صدا و حجم تشویق دهه
هفتادی‌ها نشان‌دهنده حضور پررنگ‌شان در کنسرت گروه پازل بود.

نام قطعه بعدی «اصلا دلم خواست» بود و رهبری گفت: «می‌خواهم کسی را تشویق کنید که رفیق روزهای سخت من بوده و هست، کسی که
لحظه لحظه کنار من بوده است و تحقق رویایی به نام «پازل بند» بدون بودنش امکان
نداشت؛ آرین بهاری.»

در حالی که آرین بهاری  تنظیم‌کننده، میکس و مسترینگ گروه پازل مورد
تشویق حضار قرار گرفته بود رهبری ادامه داد: «امیدوارم روزی برسد که من و آرین با
هم بخوانیم و این اتفاق حتما خواهد افتاد.»

آرین بهاری نیز خطاب به تماشاگران گفت: «امشب بهترین شب
زندگی‌ام است. چون تمام روز دویدن‌ها و شب نخوابیدن‌هایمان امشب با حضور شما نتیجه
داد.»

سپس قطعات «بارونای نم نم» و «جاده» اجرا شدند. پس از آن رهبری گفت: «امشب خواننده‌ای مهمان ماست که نیازی به بردن اسمش نیست و اگر تنها ابتدای
یکی از قطعاتش را بخوانم می‌توانید نامش را حدس بزنید.»

با خوانده شدن ابتدای قطعه «جز تو کی می‌تونه عزیز من
باشه…» و پخش تصاویر محمد علیزاده از مانیتورها، این خواننده پاپ با تشویق‌های
ممتد تماشاگران مواجه شد و رهبری افزود: «در شرایط فعلی کسی گرفتارتر از محمد
علیزاده نیست با این وجود پذیرفت امشب مهمان ما باشد. من قرار بود آهنگی برایش بسازم
که به سرانجام نرسید و همین جا از او عذرخواهی می‌کنم. امیدوارم این فرصت همکاری
روزی پیش بیاید.»  

«خاطره بچه‌گی» و «آخرش رسید» قطعات بعدی بودند و رهبری
پس از آن گفت: «اگر غم نبود شادی معنا نداشت. به افتخار کسانی دست بزنید که هنرشان
غمگین کردن ماست چون خود نمی‌دانند که قوی‌ترمان می‌کنند.»  

رهبری در ادامه افزود: «بزرگترین شانس پازل آشنایی با مهندس
محسن اردستانی مدیر شرکت آوازی نو بود که در حق ما پدری کرد و اگر او نبود امشب دیدار
با شما میسر نمی‌شد.»

گروه پازل در ادامه قطعه «کم‌کم» و «می‌خندم» را اجرا کردند
و رهبری پیش از اجرای «می‌خندم» گفت: «خواهش می‌کنم قبل از اجرای این قطعه
موبایل‌تان را دست‌تان بگیرید و به کسی که از شما ناراحت است یا شما از او
ناراحتید پیام بدهید.»  

قطعه بعدی «دنیامی» و آخرین قطعه «نگم برات» بودند.  رهبری در پایان گفت: «در کنسرت‌های بعدی فرم‌های
اجرایی دیگری را خواهید دید و سورپرایز می‌شوید.» او همچنین  تاریخ کنسرت بعدی گروه پازل را سی‌ام دی اعلام
کرد.   

در این کنسرت نیما عباسی نوازنده گیتار، میلاد دهقان نوازنده
پیانو، حمید یزدان‌فر نوازنده گیتارباس، سعید جامع نوازنده درامز و سهراب ستاری نوازنده
ویولن گروه پازل را همراهی کردند.

58242

خداحافظی به شیوه سرمایه‌گذاران؛ ممنون ۲۰۱۶

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هر کسی که در بازارهای مختلف سرمایه ای داشت،در پایان سال میلادی گفت: « ممنون ۲۰۱۶».

بیشتر سرمایه داران بزرک- حدود ۷۷درصد- امسال توانستند سود خوبی بدست آورند.گزارش ها نشان می دهند که زنان سرمایه دار در سال ۲۰۱۶ به دنبال سه سال موفقیت متوالی، عملکرد بهتری از سرمایه داران مرد داشتند.

۲۰۱۶ سال تغییرات بزرگ، نسبت به سال ۲۰۱۵ بود.سال ۲۰۱۵ اکثر سرمایه داران  پول خود را در بازار از دست دادند.

اسکات ورن از موسسه سرمایه گذاری ولس فارگو گفته است که افزاییش سرمایه های خوشبینانه و افزایش شاخص ها به بالاترین حد خود رسید که این خبر خوبی برای بازار سال ۲۰۱۶ بوده است.سرمایه داران عادی هم  در طول سال ۲۰۱۶ توانستند ۵ درصد سود کنند.

افزایش شاخص داوجونز  ۱۳.۴ درصد بوده است که بیشترین رشد را از سال ۲۰۰۳ داشته است. اما خیلی از سرمایه دارها هم پول های خود را تنها در بازار آمریکا نمی گذارند بلکه در بازارهای کشورهای مانند ژاپن، اروپا و بازارهای نفت و طلا سرمایه گذاری می کنند. روسیه کشوری بود که در سال ۲۰۱۶ یکی از بهترین عملکرد را در بازار داشت.

در سال ۲۰۱۶ یکی از شاخص هایی که در بازار پرطرفدار شد، اپل بود.سامسونگ با شکستی که در گلکسی نوت ۷ در بازار خورد،بخشی از سرمایه گذاران خود را از دست داد و بازار به افزایش فروش آیفون خوش بین شد. گزارش ها نشان می دهد،شاخص های دیگری که طرفدار داشته، فیس بوک، آمازون و گلدمن ساکس بوده است.

منبع: سی ان ان مانی

 

35224

سانسور عجیب سعید جلیلی برای حمایت از قالیباف

سعید جلیلی هفته گذشته به مناسبت ٩ دی در جمع نمازگزاران مسجد علی ابن الحسین علیه‌السلام گفت: «هیچ جای انقلاب این نبود کسانی که حقوق نجومی گرفتند را ذخیره نظام معرفی کنیم، نگرانی نسبت به کارتن‌خواب‌ها زمانی می‌تواند درست باشد که از حقوق‌های نجومی و اموال نجومی و املاک نجومی هم شرمسار باشید»؛ اما مدتی بعد از انتشار این سخنان، کانال سعید جلیلی و پشت‌بند آن خبرگزاری‌های فارس و تسنیم، بلافاصله عبارت «اموال و املاک نجومی» را حذف کردند، اما یادشان رفت در خود سایت جلیلی هم آن را حذف کنند.

براساس استراتژی رسانه‌ای اصولگرایان، ماجرای حقوق‌های نجومی باید پرفشار ازسوي رسانه‌ها و تریبون‌های عمومی پیگیری شود؛ اما قرار نیست کوچک‌ترین اشاره‌ای به ماجرای «املاک نجومی» بشود. محمدباقر قالیباف و سعید جلیلی دو نامزد احتمالی اصولگرایان برای انتخابات ریاست‌جمهوری ٩٦ هستند. احتمال شکل‌گرفتن یک رقابت درون‌گروهی دیگر مانند سال ٩٢ میان این دو نفر و هوادارانشان بسیار زیاد است. کنایه جلیلی به قالیباف هم نشان‌دهنده این بود که در میان اصولگرایان، وضعیت نسبت به سال ٩٢ فرقی نکرده است.

دلخوری‌ها همان و رقابت‌ها همان است؛ اما این جناح که تمایلی به روشدن اختلافات ندارد و به ضرب و زور سعی دارد ایده وحدت، ائتلاف و اجماع را برای انتخابت ٩٦ عملی کند، راهکار را در حذف، سانسور و پاک‌کردن صورت مسئله می‌بیند. تنها نکته‌ای که فراموش کرده، این است که در عصر ارتباطات و شبکه‌های اجتماعی، کافی است خبر اولیه یک‌بار منتشر شود. دستور به حذف و توصیه به سانسور در اصل قضیه تغییری نمی‌دهد. ‌آنچه منتشر شده مانند آبی است که ریخته شده و امكان جمع‌‌شدن ندارد. این اتفاق را اگر در کنار یادداشت آخر هفته محمدباقر قالیباف قرار دهیم، پازلی که اصولگرایان در حال چیدنش هستند کامل‌تر دیده می‌شود. بعد از انتشار عکس و گزارش گورخوابان شهریار، شهردار تهران بدون اینکه نیازی به پاسخ‌گویی درباره مسئولیت خود در برابر ‌هزاران کارتن‌خواب تهرانی یا دیگر معضلات شهر تهران ببیند، حملات تندی به دولت کرد و نوشت: «مردم ما حق دارند مسئولان خود را در این زمینه بازخواست کنند و مسئولان باید شرمگین وجود چنین حقایقی در جامعه باشند. مسئولان باید این آسیب‌ها و معضلات را از نزدیک ببینند و با آنها زندگی و برای آنها چاره‌اندیشی کنند نه آنکه بعد از انتشار وسیع در فضای مجازی از نامه یک هنرمند از آن فجایع مانند گورخوابی مطلع شوند». کلیدواژه‌ای که قالیباف در ادامه یادداشت خود در حمله به دولت به کار برده، شبیه کلیدواژه بسیاری از اصولگرایان منتقد دولت از جمله خود سعید جلیلی، رقيب چهار سال قبل اوست. سعید جلیلی در سخنان خود گفته بود: «حقوق‌های نجومی متکاثران به اندازه کارتن‌خوابی مستضعفان مایه شرمساری است و نگاه لیبرال سرمایه‌داری که ذات آن افزایش فاصله فقیر و غنی است، نمی‌تواند حامی مظلومین و فقرا باشد». قالیباف هم در یادداشت خود مدعی شده است: «این معضلات محصول نوع نگاه سرمایه‌داری و اشرافی در اداره کشور و جامعه است و خواسته که مردم‌داری را جایگزین سرمایه‌داری کنیم».

شهردار پایتخت، دولت را متهم به اداره کشور با نگاه سرمایه‌داری و اشرافی کرده است؛ اما به‌راحتي از کنار این موضوع رد شده است که شهرفروشی، ساخت مکان‌های تجاری مدرن چندمنظوره، تخفیف‌های بالا به برخی افراد در واگذاری‌ها و… اگر برخاسته از حاکمیت سرمایه‌داری نیست، پس چیست؟

به‌طور قطع تا موعد انتخابات، هم بر حجم سفرها و حضور رسانه‌ای سعید جلیلی افزوده می‌شود چنان‌که روند یک‌سال گذشته او نشان داده است – و هم نقدها و حملاتش به دولت و شخص روحانی تيزتر خواهد شد. مشابه این روند را در کنش سیاسی شهردار تهران هم به طور قطع شاهد خواهیم بود. تا پیش از موعد انتخابات، به احتمال زیاد اختلافات درونی رقبای اصولگرا با پادرميانی بزرگ‌ترها یا سیاست حذف و سانسور کمی کاهش خواهد یافت یا کمتر بروز و ظهور رسانه‌ای پیدا خواهد کرد؛ اما کنایه رسانه‌ای‌شده سعید جلیلی به قالیباف، نشان داد چالش درون‌جناحی تمام نشده و این ماجرا آتشی نیست که برای همیشه زیر خاکستر بماند.

2929

عقیم‌سازی در هتل‌کارتن/ جنجال برسر طرحی برای معتاد متجاهر که سال گذشته وتو شده بود

آنها می‌خواهند سهمی از دنیای مجازی را برای خود داشته باشند؛ اتفاقی که پس از انتشار عکس گورخواب‌ها افتاد، نیز از همین دست بود.

عکس‌ها دست‌به‌دست و قلب فشرده می‌شود و بعد از مدتی تمام؛ و هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کند که فرقی بین گورخواب و خیابان‌خواب نیست؛ زیرا هر دوِ آنها یک واژه را یدک می‌کشند و آن کارتن‌خوابی است.

در این توفان فضای مجازی عده‌ای هم به دنبال گرفتن ماهی از آب گل‌آلودند. آنها که می‌خواهند تسویه‌حساب سیاسی کنند، به صحنه وارد می‌شوند. بعد با یک واژه که از دهان کسی درمی‌آید، دوباره انگشت اتهام به سوی یکدیگر نشانه می‌روند. این بار نوبت «عقیم‌سازی» است.

کسی پیشنهاد عقیم‌سازی می‌دهد؛ مسئله‌ای که پیش‌از‌این هم بارها درباره‌اش صحبت شده بود و باز هم دیوار کوتاه معاونت زنان است که نشانه می‌رود. آن هم به بهانه سؤالی که خبرنگاری در سال ٩٤، درست یک سال پیش از کشف فاجعه گورخوابی پرسیده بود. از مولاوردی پرسیده بودند که برای عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب اچ‌آی‌وی مثبت چه باید کرد و او در پاسخی که نه تأییدکننده و نه تکذیب‌کننده بود، پاسخ داد: «دولت هنوز برنامه مشخصی برای این موضوع ارائه نداده است و- اگر قرار بر چنین برنامه‌ای باشد- قطعا این برنامه باید از سوی وزارت بهداشت بررسی و ارائه شود؛ اما در‌این‌باره بحث‌هایی در جریان است».

اما چه بهتر که از این بازی بهره‌برداری سیاسی نشود. دوباره قضیه گورخواب‌ها فراموش ‌شده‌ و ماجرا رنگ و بوی سیاسی به خود می‌گیرد و این همان آسیب اصلی است که دامن آسیب‌های اجتماعی کشور را آلوده می‌کند. در این شرایط کسی از خود سؤال نمی‌کند سرنوشت کودکان کارتن‌خواب که در کنار خیابان‌ها از سوءتغذیه می‌میرند و ما برای یادبودشان در پارک‌ها شمع روشن می‌کنیم، چه می‌شود؟ این سؤالی است که از آسیب‌شناسان اجتماعی پرسیده‌ایم.

زهرا رحیمی، مدیرعامل جمیعت مردمی دانشجویی امام علی، دراین باره می‌گوید: «عقیم‌سازی بد نیست. دوستانی که این قضیه را بزرگ کرده‌اند، ماجرا را به سمت‌و‌سوی سیاست سوق داده‌اند. آنها قصدشان تخریب چهره معاونت زنان ریاست‌جمهوری است. دوستان ما فعال اجتماعی نیستند و تابه‌حال یک بچه کارتن‌خواب ندیده‌اند؛ اما نظر کارشناسی می‌دهند. سؤال من این است که آیا روزنامه‌نگار، کاریکاتوریست تخصص اظهارنظر درباره مسائل پیچیده را دارند یا نه؟ ماجرا اینجاست که بحث عقیم‌سازی معتادان پیش‌از‌این هم مطرح بوده و ما هم دنبالش بوده‌ایم؛ اما شما می‌دانید که مطابق کنوانسیون‌های بین‌المللی بچه‌داشتن و داشتن رابطه جنسي جزء آزادی‌های فردی محسوب می‌شود و کسی نمی‌تواند این حق را از کسی سلب کند؛ اما مسئله اینجاست که بسیاری از زنانی که ما در سازمان‌های مردم‌نهاد به آنها خدمات می‌دهیم، خودشان مایل به عقیم‌سازی هستند و داوطلبانه نمی‌خواهند بچه‌دار شوند. آنها این را به‌خوبی می‌دانند که دیگر شرایط بچه‌دارشدن را ندارند».

وی می‌افزاید: «آنها حتی برای نطفه‌کشی هم حاضر نیستند که وارد رابطه شوند و خیلی وقت‌ها به خاطر شرایط تن به این قضیه می‌دهند. هرچه باشد آنها هم مادر هستند. خیلی وقت‌ها با مادری روبه‌رو شدیم که پنهانی به ما خبر داده، می‌خواهند کودکش را بفروشند و از ما خواسته که بچه را به بهزیستی بفرستیم؛ اما الان از لحاظ قانونی و اجرائی این قضیه را نمی‌توان ‌اجرا کرد؛ اما چه اشکالی دارد به صورت داوطلبانه کسانی را که کارتن‌خواب و معتاد هستند، عقیم کرد؟ همه ما به‌خوبی می‌دانیم که بسیاری از آنها در روز به چندین رابطه تن می‌دهند. آنها هر روز با یک نفر هستند و حاضر به تن‌فروشی می‌شوند تا در ازای آن هزینه موادشان را تهیه کنند. برای همین هم احتمال بچه‌دارشدنشان خیلی بالاست. از آن طرف هم اگر جامعه از آنها حمایتی نمی‌کند، دست‌کم می‌تواند کمکشان کند که بچه‌دار نشوند و کودک دیگری را در این چرخه وارد نکنند. من شنیده‌ام که در کشورهای دیگر خیریه‌هایی هستند که به صورت رایگان این خدمات را به زنان معتاد کارتن‌خواب ارائه می‌دهند و آنها را توبکتومی می‌کنند. ما از عصر مواد صنعتی صحبت می‌کنیم. در این دوره ترک‌کردن استفاده از مواد صنعتی و به آغوش خانواده بازگشتن بسیار دور از واقعیت است. این مسئله را در ذهن داشته باشیم که زنان زیادی هستند که کودکان خود را به بهزیستی سپرده‌اند و بعد از ترک مواد دوباره کودک خود را از بهزیستی پس گرفته‌اند و الان می‌بینیم کودک آنها با انواع آسیب‌ها روبه‌رو است. درحال‌حاضر وجود مواد صنعتی راه ترک و برگشت یک زن را خیلی سخت می‌کند. درحال‌حاضر آمار برگشت این زنان به زندگی تنها حدود پنج تا ١٠ درصد است؛ بنابراین اگر بخواهیم با واقعیت به صورت عریان و منطقی روبه‌رو شویم و نخواهیم احساساتی برخورد کنیم، واقعیت این است که قضیه به نفع زنان و کودکی است که به دنیا نمی‌آید». سیدحسن موسوی‌چلک، مددکار اجتماعی، در نظری متفاوت می‌گوید، نمی‌شود به هر دلیلی حق پدر یا مادرشدن را از افراد گرفت. چلک به «شرق» می‌گوید: «ایجاد یک مشکل نمی‌تواند مادر را از امکان مادرشدن محروم کند؛ مگر آنکه به استناد قوانین این مسئله ذکر شده باشد. معتاد‌بودن نمی‌تواند دلیلی برای عقیم‌شدن باشد. مخالفت با این مسئله برای این است که نمی‌شود این حق بدیهی را از افراد سلب کرد. فرد معتاد یک روز ممکن است که به زندگی برگردد؛ مگر اینکه موارد خاصی وجود داشته باشد.» وی درباره راه جایگزین عقیم‌سازی بیان کرد: «عمدتا درباره این گروه از افراد برنامه‌های کاهش آسیب بیشترین اثربخشی را می‌تواند داشته باشند و با این برنامه‌ها می‌شود به آنها کمک کرد و اطلاعات كسب کرد و این بهترین راه برای حل این مشکل خواهد بود».
عباس دیلمی‌زاده، مدیرعامل مؤسسه تولد دوباره، نگاه متفاوتی به بحث عقیم‌سازی کارتن‌خواب‌ها دارد، او به «شرق» می‌گوید: «من همین الان سه مادر باردار معتاد دارم که یکی از آنها زایمان کرده و اولین نوزادش را به دنیا آورده، ٢٠ روز است که پاک است و می‌خواهد فرزندش را نگه دارد. دو مادر معتاد و باردار دیگر به‌زودی زایمان می‌کنند و آنها هم مثل نفر قبلی نوزادشان را پاک به دنیا خواهند آورد؛ بنابراین سیستم رفاه اجتماعی باید به‌موقع و در زمان خودش کارش را شروع کند. وقتی که ما معتاد را از محله و منطقه طرد می‌کنیم، وقتی که اجازه نمی‌دهیم برنامه‌های کاهش آسیب و برنامه‌های حمایتی در مناطق مختلف شهری گسترده و پراکنده شود تا بتواند معتاد کارتن‌خواب و دارای رفتار پرخطر را حمایت كند، آن موقع است که برای پیداکردن راه‌حل دنبال راه‌های عجیب می‌گردیم. برای حل مسئله باید آن را درست فهمید. ما با دو موضوع مواجه هستیم؛ اول اینکه یک معتاد مصرف‌کننده چرا تبدیل به یک معتاد کارتن‌خواب می‌شود، هرچقدر بتوانیم راه‌حلی پیدا کنیم که یک معتاد مصرف‌کننده كه در بستر جامعه و خانواده در حال زندگی است، دیرتر طرد شود، آن سیستم رفاه اجتماعی بهتر و درست‌تر عمل کرده است؛ اما آیا ما برای این مسئله راه‌حلی داشته‌ایم؟ خیر. در ٣٠ سال گذشته فاصله زمانی اینکه یک نفر برای اولین‌بار مصرف کند تا زمانی که کارتن‌خواب شود، کوتاه و کوتاه‌تر شده است؛ معنایش این است که یک مصرف‌کننده مواد تبدیل به یک معتاد کارتن‌خواب می‌شود و براساس همین مدل تعداد زیادی کارتن‌خواب در سطح جامعه تولید می‌شود». دیلمی‌زاده تصریح می‌کند: «مسئله دوم این است ما نتوانستیم درست عمل کنیم و یک معتاد مصرف‌کننده را تبدیل به یک معتاد طردشده و کارتن‌خواب کردیم. باید چه کرد؟ آیا باید عقیم کنیم؟ آیا باید از تولید فرزند به‌واسطه آنها جلوگیری کنیم؟ یا برنامه‌های کاهش آسیب یا حمایت اجتماعی برای این فرد در همان منطقه‌ای که زندگی می‌کند تهيه کنیم؟ فراموش نکنیم با یک انسان مواجه هستیم، وقتی می‌خواهیم برای یک انسان برنامه‌ریزی کنیم، آن وقت فرمول‌های ریاضی پاسخ درستی برای حل اين مسئله نیست، اینکه ما بدانيم این افراد در آینده فرزندانی خواهند داشت که جامعه ما را دچار مسئله می‌کنند، به حل ماجرا کمک نمی‌کند. سؤال این است که جامعه برای آن فرد چه کرده است؟ آن جامعه‌ای که فرد را از خودش دور می‌کند و می‌گوید من حاضر نیستم در محله خودم برای معتاد برنامه‌ای داشته باشم، نتیجه تفکرش تبدیل می‌شود به اینکه فردی گورخواب شود یا افرادی به این فکر بیفتند كه این فرد حق فرزندآوری نداشته باشد، این دو نوع تفکر از نظر ایدئولوژیک و تئوریک دو مبنای متفاوت دارد، اگر بخواهیم به مبنای ریشه‌ای آن اشاره كنيم و بدون هیچ تعارفی از آن حرف بزنیم، این تفکر دقیقا همان تفکری است که درنهایت به این نتیجه می‌رسد که معتاد را باید به دریا ریخت. معتاد را باید در جایی ایزوله کرد و نباید در سطح و پیرامون باشد. باید فکر کنیم ریشه چنین تفکری درنهایت ما را به ریختن آنها به دریا وادار می‌کند».
موضوع عقیم‌کردن اجباری زنان کارتن‌خواب معتاد سال گذشته مطرح شده و بعد از آن با واکنش منفی فعالان حقوق زنان و همچنین مسئولان وزارت بهداشت مواجه شد و وزیر بهداشت این عمل را مخالف با «کرامت انسانی» دانست و آن را منتفي كرد.

۴۷۴۷

معاون رئیس جمهوری: ظرفیت روستاهای مستعد و الگو در خوشه های صنعتی افزایش می یابد

به گزارش خبرگزاری خبر آنلاین از همدان ؛ زهرا احمدی پور، معاون رئیس جمهور که در نشست قرارگاه اقتصاد مقاومتی همدان سخن می گفت با اعلام مطلب فوق افزود: اولویت بندی برنامه خوشه های صنعتی در همدان براساس اقتصاد مقاومتی است.

وی خاطرنشان کرد: نگاه برنامه محور در اجرا و سازماندهی رویکردهای اقتصاد مقاومتی در استان همدان شکل گرفته است.

احمدی پور با تاکید بر تقویت تولیدی های داخل استان ها گفت: دستگاه های اجرایی در تقویت و ترویج بازار تولیدهای داخلی حمایت لازم را داشته باشند و خرید تولیدهای داخلی استان ها را در سبد خانوارها تبدیل به فرهنگ کنند.

وی با اشاره به پایدار بودن بازار تولید و عرضه محصولات آن تصریح کرد: هم اکنون استان همدان دارای شهر جهانی سفال است و حمایت از این بخش بزرگ تولیدی و کیفی سازی تولیدات آن کمک شایانی به اقتصاد منطقه خواهد کرد.

معاون رئیس جمهوری از استاندار همدان بابت استفاده از سفال در چیدمان سالن فرهنگی شهدای استانداری همدان قدردانی کرد و افزود: استفاده از تولیدات داخلی باید به یک فرهنگ تبدیل شود.

احمدی پور با اشاره به نشست اخیر با مدیرعامل صندوق کارآفرین امید کشور نیز گفت: با هماهنگی های انجام شده ، این صندوق آمادگی هرگونه همکاری جهت کمک به تولیدات داخلی را دارد و مکانیزم دریافت تسهیلات نیز آسان شده است.

46

استاندار: تنگ نظرها مانع سرمایه گذاری در همدان هستند

به گزارش خبرگزاری خبر آنلاین از همدان ؛ محمدناصر نیکبخت که در جلسه قرارگاه اقتصاد مقاومتی استان سخن می گفت با اعلام مطلب فوق افزود: این تنگ نظرها در حالی توانایی خود را صرف جلوگیری از سرمایه گذاران می کنند که همدان از مردمان فهیم، دانا و شخصیت ها علمی و با دانش نیز برخوردار است.

وی با بیان اینکه افراد تنگ نظر در این استان می گویند کسی نان نخورد در حالیکه سرمایه گذار برای نان دادن به همدان می آید، گفت: آدم های تنگ نظر که گاهی اوقات مانع سرمایه گذاری می شوند، در گذشته هم بوده اند و خدا کسی که نمی گذارد نان به مردم برسد را نبخشد.

وی با اشاره به اینکه در این استان از ارز هفت تومانی تا هزار تومانی یک دلار هم استفاده نشده بود، گفت: هدف تنگ نظرها در استان، مردم و شخص استاندار نیست بلکه تصور می کنند که با این کارها دولت زمین می خورد.

استاندار همدان افزود: از اردیبهشت ماه 93 تاکنون به استثنای ماه های فروردین به صورت ماهانه بین 700 تا هزار شغل ایجاد شد که مرهون همراهی ها و اقدام های انجام گرفته است.

وی با بیان اینکه اقتصاد مقاومتی را جزو مبنای اصلی کارها قرار داده ایم، گفت: هم اکنون در اشتغالزایی همراه با استان مرکزی و آذربایجان غربی جزو سه استان برتر کشور هستیم و نرخ بیکاری همدان نیز 8 درصد است.

وی از رفتار برخی افراد و دستگاه های اجرایی در خودداری از سرمایه گذاری ها ابراز تاسف کرد و افزود: دلم از این رفتارها خون است اما با این وجود سربلند هستم به خاطر تلاشی که پشت میز دارم و همت مردم همدان که همیشه مرا تشویق کرده اند.

وی خاطرنشان کرد: هدف از موانع سرمایه گذاران من و مردم نیستند بلکه تصور می کنند با این رفتار دولت زمین می خورد و معتقد هستند که نکند دولت قدم بلند بردارد و خدمت شایسته داشته باشد.

وی افزود: طرح تحول نظام سلامت یکی از افتخارات ماندگار دولت است که نزد مردم سربلند شد و به لطف پروردگار و فرصت ایجاد شده از فرجام نیز تا اسفندماه امسال راه آهن به همدان می رسد.

نیکبخت در ادامه با تاکید بر حمایت جدی از بخش خصوصی گفت: برای سرمایه گذار حاضرم تا دروازه شهر به استقبال بروم ، بر پیشانی او بوسه بزنم و فرش قرمز زیر پایش پهن کنم.

46

 

گفتگو با یک پسر ۱۹ ساله که قبل از سرقت مسلحانه از طلافروشی بازداشت شد

متهم جوان از جزئیات سرقت می‌گوید.

قصد سرقت از کجا را داشتی؟

هدفمان طلافروشی بودکه نافرجام ماند و قبل از این‌که به طلافروشی برسیم، دستگیر شدیم.

تصور می‌کردی بازداشت شوی؟

راستش را بخواهید نه، چون تغییر چهره داده بودم.

چطوری تغییر چهره داده بودی؟

عینک آفتابی و کلاه گیس. این‌طوری اگر تصویرم هم به‌دست می‌آمد، شناسایی‌ام امکان‌پذیر نبود. البته سخت اشتباه می‌کردم چون قبل از این‌که بخواهم کاری کنم به دام افتادم.

چند وقت بود که می‌خواستید این کار را انجام دهید؟

یک ماهی می‌شود که نقشه سرقت از طلافروشی را همراه دو نفر از دوستانم طراحی کرده بودم.

با همدستانت چطور آشنا شدی؟

بچه محل‌هایم بودند، با آن‌که چند سالی از من بزرگ‌تر بودند وقتی از نقشه‌ام با خبر شدند در سودای پولدار شدن، تصمیم گرفتند که با من در این سرقت همراه شوند.

این تنها سرقتی بود که می‌‌خواستی انجام دهی؟

اگر خوب پیش می‌رفت، ممکن بود سرقت‌های دیگری را هم انجام دهم. وقتی شیرینی پول مفت زیر دندانت رفت دیگر به آن عادت می‌کنی و نمی‌توانی از راه راست و درست پول دربیاوری. به همین خاطر مجبوری همچنان سرقت کنی و این تازه اول بدبختی‌ات است.

سلاح هم داشتی؟

بله، چند وقت قبل برای اجرای نقشه سرقت آن را تهیه کرده بودم. البته سلاح به همراه چند فشنگ داخل کیفم بود که ماموران آن را ضبط کردند.

خانواده‌ات می‌دانند دستگیر شده‌ای؟

هنوز نه. مادرم اگر بفهمد سکته می‌کند. او فکر می‌کرد قرار است من در شرکتی با حقوق بالا استخدام شوم. حالا نمی‌دانم با چه رویی به صورت مادرم نگاه کنم.

پشیمانی؟

خوشحالم قبل از این‌که اقدامی کنم، دستگیر شدم. درست است که اتهام سنگینی دارم اما بعد از سرقت اتهامم سنگین‌تر می‌شد. از طرفی من مسلح بودم و ممکن بود در صورت مواجهه با خطر دست به سلاح شوم و کاری انجام دهم که نباید انجام می‌دادم. شاید در این سرقت خون بی‌گناهی هم ریخته می‌شد.

یعنی آزاد شوی، دیگر سراغ سرقت نمی‌روی؟

نه‌تنها سرقت، بلکه سراغ هیچ جرمی نمی‌روم. راست گفته‌اند که بار کج به منزل نمی‌رسد. شاید انسان یک‌شبه پولدار شود اما آخر باید تاوان آن را پرداخت کند.

۴۷۴۷

چرا بختیار رحمانی تمام پل‌های پشت سرش را خراب کرد؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ هافبک نفوذی استقلال که یک نیم فصل ناموفق داشت، در لیست فروش باشگاه قرار گرفت تا حالا به فولاد خوزستان نزدیک تر شود. رحمانی که بارها از علاقه شدید خود به استقلال گفته بود، با کاری که پس از اعلام نامش در فهرست مازاد استقلال کرد، تمام پل های پشت سرش را خراب کرد. همیشه فوتبالیست ها با جدایی از استقلال و پرسپولیس تلاش می کنند تا به شکلی رابطه احساس خود را با این باشگاه و طرفداران شان حفظ کنند.

در سال های گذشته همین وضعیت همین شکلی بوده است. آنها در واقع نمی خواهد پل های پشت سرشان را خراب کنند اما کاری که بختیار رحمانی کرد، خراب کردن همین پل ها بود. او با پاک کردن قلب های آبی و تصاویرش با پیراهن استقلال نشان داد این باشگاه برای او تمام شده است. این یعنی حالا اگر روزی هم بخواهد دوباره به استقلال بازگردد، کار برایش به سادگی نخواهد بود چراکه این چیزها به خوبی در یاد هوادارن می ماند. البته شاید بختیار این مسایل را می دانسته و احتمالا با این کار نشان داده که دیگر دوست ندارد به تیم محبوبش برگردد. 

 

252 43