توضیح رئیس کل بیمه مرکزی درباره بیمه شخص ثالث که به نام راننده صادر می‌شود

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و به نقل از روابط عمومی بین الملل بیمه مرکزی، غلامرضا سلیمانی امیری اظهارداشت: بیمه نامه شخص ثالث صرفا برای خودرو صادر می‌شود و به هیچ وجه  چند بیمه نامه برای یک وسیله نقلیه صادر نمی‌شود و در این طرح ویژگی‌های راننده یا رانندگان وسیله نقلیه مانند مشخصات و سوابق شخصی و بیمه‌ای در تعیین حق‌بیمه و ارزیابی ریسک بیمه‌گذار دخیل خواهد بود.

سلیمانی افزود: در حال حاضر سوابق بیمه‌ای راننده در محاسبه حق‌بیمه اعمال می‌شود به نحوی که طبق آیین‌نامه اجرایی ماده ۱۸ قانون بیمه شخص ثالث، رانندگانی که خسارتی دریافت نکرده باشد، سالانه مشمول تخفیف در حق‌بیمه می‌شوند که این تخفیف در صورت عدم ایجاد خسارت در سال‌های آینده تا ۷۰ درصد افزایش می‌یابد.

وی تصریح کرد:  با توجه به تکالیف قانونی مربوط مصرح در قانون بیمه اجباری شخص ثالث مصوب ۱۳۹۵ طی سال‌های اخیر برخی از عوامل مربوط به ویژگی راننده را در ارزیابی ریسک و تعیین حق‌بیمه و تخفیف یا اضافه نرخ لحاظ کرده و مقررات مربوط را به شرکت‌های بیمه ابلاغ کرده است.

به عنوان نمونه در حال حاضر وفق مقررات ماده ۱۸ قانون بیمه شخص ثالث، رانندگان که در سوابق خود نمرات منفی یا تخلفات حادثه‌ساز داشته و در سامانه راهنمایی و رانندگی ثبت شده باشند، به تناسب حق‌بیمه آنها افزایش می‌یابد. از سوی دیگر به منظور تشویق رانندگان مجرب، بیمه مرکزی با همکاری نماینده نیروی انتظامی آیین‌نامه‌ای را به دولت پیشنهاد کرده است که به موجب آن دارندگان گواهینامه طی دوره آموزشی رانندگی ایمن و کم خطر مشمول ۱۰ درصد تخفیف در حق‌بیمه خواهند شد.

 رئیس کل بیمه مرکزی تاکید کرد:  به هیچ عنوان این بحث مطرح نیست که برای هر نفر یک بیمه نامه صادر شود و اتفاقا با اجرای این طرح رانندگان کم خطر تشویق و رانندگان پر خطر تنبیه می‌شوند و بین رانندگان پر خطر و کم خطر تفکیک ایجاد می‌شود.

وی اعمال این مولفه‌ها را مستلزم دسترسی به اطلاعات رانندگان مندرج در سامانه نیروی انتظامی دانست و گفت: بدین منظور با نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران مذاکرات و تفاهم‌هایی انجام شده است.

سلیمانی امیری اضافه کرد: بیمه مرکزی در اجرای تکلیف قانونی خود مندرج در تبصره ۱ ماده ۱۸ قانون برای اعمال سایر ویژگی‌های راننده برنامه‌هایی را در دست اجرا دارد که مهمترین آن ایجاد زیرساخت‌های اطلاعاتی برای اعمال ویژگی‌های فردی راننده از قبیل سن و سابقه رانندگی وی در محاسبه حق‌بیمه شخص ثالث است. به نحوی که تا پایان برنامه ششم این تکلیف قانونی اجرا خواهد شد.

17231

جریمه‌ای سنگین در انتظار فیس‌بوک

به گزارش خبرآنلاین، کمیسیون تجارت فدرال از سال گذشته پیگیر ماجرا بوده و هنوز یافته‌های خود را نهایی نکرده تا مبلغ نهایی جریمه مشخص شود. {لینک}

یکی از افراد درگیر در این پرونده به واشنگتن‌پست گفت مدیران فیس‌بوک در این رابطه با کمیسیون تجارت فدرال تماس داشته‌اند تا در جریان جزییات جریمه قرار گیرند.

گفته می‌شود مبلغ جریمه باید بیشتر از 22.5 میلیون دلاری باشد که در سال 2012 برای آلفابت در نظر گرفتند.

کمیسیون تجارت فدرال به دلیل تعطیلی دولت در دسترس نبوده است تا در این زمینه تصمیم نهایی را اعلام کند.

سال گذشته از دیتای شخصی 87 میلیون کاربر توسط کمبریج آنالیتیکا (شریک فیس‌بوک)سوءاستفاده شد و پس‌ازآن چند رخنه امنیتی دیگر در فیس‌بوک کشف و رسانه‌ای شد.

5656

کی‌روش چرا نمی‌تواند سکوت کند؟ چرا می‌جنگد؟!


Nastooh Saba Newsroomطراحی و تولید: نستوه

استانی شدن انتخابات و نقش احزاب

استانی شدن انتخابات مجلس به هر صورت موجب می شود احزاب نقش و جایگاه های بهتری پیدا کنند و یکی از مشکلات ما در دوره های گذشته این بود که احزاب ما با پشتوانه مردمی و اعتبار ملی نبودند. به هر صورت نمایندگان وقتی بیرون مجلس هستند یک نگاهی دارند اما وقتی به مجلس می آیند نگاه دیگری پیدا می کنند. آنها باید پشتوانه تحلیلی سیاسی از کشور و منافع ملی داشته باشند که ندارند، بر همین اساس کمتر دارای دیدگاه آینده نگرانه و جامع اقتصادی هستند.

وقتی نماینده برآمده از حزب باشد، حزب به عنوان پشتوانه می تواند نماینده را کمک کند. این از مشکلاتی بود که تاکنون داشتیم بنابراین احزاب باید در کشور نهادینه شوند و مردم بدانند به چه کسی رأی می دهند و با چه دیدگاهی؟

احزاب هر کدام اساسنامه و مرامنامه و اصول مورد قبول خود را مطرح می کنند. وقتی افرادی که مورد حمایت هر حزبی باشند وارد مجلس می شوند، آن حزب باید پاسخگوی عملکرد، رفتار و کارهای نماینده باشد و پشتش را خالی نکند. از طرفی مردم به حزب رأی دادند تا آخر پای کار باشد، اگر نبود، می تواند عملکردش از طرف افکارعمومی مورد نقد قرار بگیرد.

در استانی شدن انتخابات مسائل منطقه ای جایش را به مسائل کلان و ملی می دهد. بیشتر نمایندگان بحث ها را در جهت منافع ملی مطرح می کنند. همچنین نمایندگان از کارهای دست و پاگیر منطقه ای رها می شوند و این امور به شوراهای محلی واگذار می شود. در مجموع اگر برگزاری استانی انتخابات مجلس تصویب شود، محاسنش بر معایبش می چربد.

البته برخی منتقدان می گویند «استانی شدن انتخابات مجلس، تحزب را تقویت نمی کند بلکه نمونه حوزه انتخابیه تهران را در کشور تکثیر می کند، کافی است نمایندگان از گیت مجلس رد شوند احتمال دارد بلافاصله گرایش دیگری پیدا کنند»، در پاسخ به آنها می گویم این لیست ها مثل لیست امید حزبی نبودند بلکه براساس مصالحی گروه ها دور هم جمع شدند. بعد هم که وارد پارلمان می شوند متشتت عمل می کنند.

اگر در کشور ۱۰-۱۵ حزب شناسنامه دار شناخته شده باشند، طبعا می توانند کاندیداهایی را معرفی کنند و فردا نیز پاسخگوی اعمال و رفتار نمایندگان مورد حمایت شان باشند ولی امروز چنین نیست، بر همین اساس کسانی که روزی طرفدار دولت بودند، امروز یکی یکی خط خودشان را از دولت جدا می کنند. در واقع درصدد توجیه بر می آیند که چرا زمانی از آقای روحانی حمایت کردند و امروز منتقدش شدیم. این نوع رفتارها برای فرار از مسئولیت پاسخگویی است.

*فعال سیاسی اصولگرا

۲۹۲۱۴

آقای تبریزی! نقد فیلم، دیوار سفارتخانه نیست که بتوان از آن بالا رفت

محض یادآوری به ایشان عرض می‌کنم که به جای توسل‌های رقت‌بار به تمهیدهای مظلوم‌نمایانه‌ای که دیگر برای نسل کنونی هم رنگی از حنا ندارند، چه رسد به نسل‌های بعدی؛ قدری شکیبایی پیشه کنند و این نکته بدیهی را دریابند که حوزه نقد و تحلیل فیلم، وارسته از ابتذال سیاسی و توهم توطئه‌ای است که ذهن ایشان را انباشته است.

نقد فیلم، دیوار سفارتخانه نیست که بتوان از آن بالا رفت و تسخیرش کرد و شعارهای مد روز علیه‌ش سرداد. نقد فیلم، بسته به میزان آگاهی و بینش و دانش منتقد، ابراز می‌شود و همان طور که فیلمساز با فیلمش، خود و اثرش را در معرض قضاوت مخاطب می‌گذارد، منتقد هم با نقدش چنین می‌کند. مخاطب، فیلم ایشان را دیده است و مجموعه‌ای از نقدهای مثبت یا منفی را هم می‌خواند و بسته به ذائقه و پسندش، جمع‌بندی خود را انجام می‌دهد. این که ایشان در واکنش به صحبت‌هایی چند دقیقه‌ای در برنامه‌ای در نیمه شب، چنین برآشفته شده‌اند که روضه کربلا برای مظلومیت خود می‌خوانند، می‌توانند به شماره در آستانه انتشار ماهنامه سینمایی فیلم (البته اگر این نشریه از نظر ایشان «میلی» نباشد) مراجعه کنند و مفصل آن چند دقیقه صحبت را که مکتوب کرده‌ام بخوانند. 

آنجا هم نوشته‌ام که ایراد فیلم ایشان سه محور است: نخست آن‌که روایت و پیرنگ و شخصیت و موقعیت و ریتم، تناسبی با بایسته‌های سینمایی ندارد؛ دوم آن‌که تمهیدات کمدی فیلم ایشان، قالب تک‌بعدی و مستعمل و روزنامه‌ای دارد؛ و سوم آن‌که اصولا فیلم ایشان، نشانی غلط سیاسی درباره گروه فشار می‌دهد و با نادیده گرفتن وابستگی این گروه‌ها به جریان‌های جاری در کانون‌های نهان و نهادهای در سایه حوزه قدرت، عملا دارد در تطهیرشان می‌کوشد.

آقای تبریزی! منتقدان کارمند سازمانی تشکیلات و یا نوکر شخصی جنابعالی نیستند که وابستگی یا استقلال‌شان در نسبت با این که در خوشامد یا بدآمد از فیلم‌تان اظهار نظر می‌کنند تعریف شود. نه آن زمان که در تعریف از مارمولک و لیلی با من است و فرش باد و نیمه اول طبقه حساس و نیمه اول امکان مینا نوشتم و نه آن زمان که نقد منفی برای طعم شیرین خیال و همیشه پای یک زن در میان است و همین مارموز نگاشتم، خوشامد و بدآمد کسی برایم اهمیت داشت.

فیلم خوب بسازید، تعریف می‌کنیم، فیلم بد بسازید، نه. این نکته بدیهی را به خاطر مبارک بسپارید و ابتذال در فیلم اخیرتان را، جلوه عینی در کلام و قلم‌تان ندهید و از خود شمایلی در حد همان کاراکتر بی‌هویت فیلم‌تان نسازید. لااقل به شعار باسمه‌ای فیلم اخیرتان پایبند باشید و عینک سیاست را از چشم بردارید. فیلمساز فیلمش را می‌سازد و منتقد هم نظرش را مثبت یا منفی می‌دهد. حد خودتان را بدانید و با سپر قرار دادن  متلک‌گویی به صدا و سیمایی که همه‌مان نقاط ضعف فراوانش را می‌دانیم و بسی بیش از شما درباره‌اش گفته‌ایم و نوشته‌ایم و باز هم  ادامه خواهیم داد، ضعف‌های فراوان فیلم‌تان را فرافکنانه توجیه نکنید.

انکار نمی کنم وادادگی برخی از خود ما منتقدان در برابر زرق و برق‌های سینما، حد گستاخی برخی سینماگران را در توقع داشتن نسبت به این که همگان از آثارشان تمجید کنند این چنین بالا برده است. هشداری که در شب جشن منتقدان امسال روی جایگاه دادم و متأسفانه برخی همکاران را به اخم و ترشرویی واداشت، جلوه‌اش همین بزنگاه ها مشخص می شود که چطور فیلمسازی حد خود را نمی‌داند و گستاخانه به دلیل برشماری چند دقیقه‌ای ضعف‌های فیلمش، منتقدان مستقلی را که شهرت و اعتبار و ماندگاری‌شان را اتفاقا نه با نقدفروشی که با مناعت به دست آورده‌اند، با استناد به عبارت‌های مبتذل و مستعملی همچون طمع گرفتن حق‌التحریر به زعم خود می‌خواهد تحقیر کند. دوستان و همکاران گرامی! این دستپخت برخی از خود ما بابت این همه انفعال در برابر ابتذال است. تحویل بگیرید!

برخی از مدارس همدان فردا تعطیل است

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از همدان ؛ اداره کل آموزش و پرورش استان همدان اعلام کرد: به علت برودت هوا و لغزندگی سطح معابر عمومی مراکز پیش دبستانی و مدارس ابتدایی در نواحی 1و 2 همدان، بهار و لالجین، کبودراهنگ و گل‌تپه، فامنین و قهاوند، رزن،قروه درجزین، سردرود و اسدآباد در نوبت صبح روز یکشنبه 30 دیماه تعطیل اعلام می گردند.

۴۶

زیر بمباران هم می توان برای معشوق رخت نو پوشید

روزنامه شرق در نقدی درباره فیلم «بمب؛ یک عاشقانه» نوشت:

اولین ساخته پیمان معادی «برف روی کاج‌ها» به لحاظ ساختار و موضوع تجربه موفقی در عرصه فیلم‌سازی سینمای ایران به حساب می‌آید. معادی در «برف روی کاج‌ها» سردی روابط یک زوج را به تصویر کشید و به خیانت از جنبه دیگر پرداخت. پیمان معادی در دومین فیلم خود «بمب، یک عاشقانه» باز هم روابط انسانی را نشانه می‌گیرد و در فضا و اتمسفری وسیع‌تر به آن می‌پردازد.

عشق روایت جذابی است که در خلال ویرانی و بمباران، عاشقانه بمب را می‌سازد. اولین پارادوکسی که در دومین ساخته معادی جلب‌توجه می‌کند، عنوان فیلم است. در روایت دو قصه را به صورت موازی و مرتبط با هم پیش می‌برد؛ یکی فروپاشی زندگی یک زوج در طبقه سوم آپارتمان و دیگری پاگرفتن عشقی خالص و کودکانه در زیرزمینی که برای زمان بمباران پناهگاهی است.

این پارادوکس ادامه دارد تا جایی که به کم‌رنگ‌شدن عشق کودکانه و جان‌گرفتن عشق دوباره زوج قصه می‌رسد. برگ برنده «بمب، یک عاشقانه» جایی است که معادی توانسته در مقابل داستان کم‌رمق زندگی یک زوج جوان و فروپاشی تدریجی آن، نگاه‌های عاشقانه یک پسرک را قرار دهد، در مقابل سکوت بین آن زوج، صداهای مهیب انفجار را به گوش برساند، در مقابل واقعیت ملموس و تلخ جنگ، دیالوگی از زبان شخصیت فیلم بیان کند که جدی‌بودن واقعه جنگ را به چالش می‌کشاند؛ آنجا که در پناهگاه پسرک بیمار از پدرش می‌پرسد: «این یه بازیه؟» و پدر جواب می‌دهد: «آره یه بازی جدیده».

وجه تراژیک انفجار و ویرانی خانه‌ای را در کنار وجه کمیک وضعیت مدرسه و سروکله‌زدن با پسربچه‌ها و سخنرانی‌های پرشور و طنزگونه مدیر مدرسه قرار می‌دهد و با این عوامل ضدونقیض ترکیب بجا و درهم‌تنیده و یکدستی می‌سازد که به وقتش مخاطب را می‌خنداند و در جای خود او را به تفکر وامی‌دارد و در لحظه‌لحظه فیلم او را با خود همراه می‌کند. در انتها با پایانی معلق میان درست و غلط که نه تلخ است، نه شیرین، نه مرد محق است و نه زن، داستانش را پایان می‌دهد.

معادی با هوشمندی کامل در جای‌جای فیلم تلخی بمباران را با عشق تلطیف می‌کند. به عشقی اشاره می‌کند که لابه‌لای ترس و وحشت و مرگ شکل می‌گیرد. او جنگ و بمباران را دست‌مایه‌ای قرار داده تا به یک نکته کلیدی برسد، آنجا که میترا (لیلا حاتمی) به همسرش ایرج، با بازی پیمان معادی، از عدم اطمینان برای زنده‌بودنشان در دقایقی دیگر حرف می‌زند.

معادی از سکوتی که از ابتدای فیلم فضای خانه این زوج را فراگرفته تعلیقی عاشقانه می‌سازد و هزاران ناگفته را بیان می‌کند تا جایی که آن‌ها تصمیم به شکستن این سکوت می‌گیرند. در آن لحظه با حضور دزد در خانه فضا را عوض می‌کند و فضای خانه با خنده‌های میترا و زندانی‌کردن دزد در اتاق و تماس با کلانتری به توصیه ایرج، دیالوگ‌ها و فضای خانه رنگ دیگری به خود می‌گیرند.

«بمب؛ یک عاشقانه» می‌تواند هر مخاطبی را درگیر خود کند. سازنده نگاهی موشکافانه و کنایه‌آمیز به سیستم آموزشی دهه ۶۰ دارد. برخورد معلمان با دانش‌آموزان برای نسلی که آن زمان محصل بوده اند ملموس است و با یادآوری خاطرات، خنده بر لبانشان می‌نشیند. آژیرخطرها، همنشینی‌های شبانه در پناهگاه‌های محله، چسب‌زدن به شیشه‌ها برای نسلی که در تب‌وتاب آن دوران حضور داشته اند وجه نوستالژیک خاصی به همراه دارد.

برای نسل جدیدی که از آن دوران فقط شنیده‌هایی دارند بخشی از تاریخ این شهر به تصویر کشیده می‌شود. غیر از بازسازی تهران در سال‌های آخر جنگ و طراحی کوچه و خیابان و فضای خانه‌ها، از المان‌های کوچکی مانند سوختن پوست پرتقال روی بخاری، توپ پلاستیکی، تیله‌های رنگی یا ساختن سایه‌های متحرک با دست در زمان خاموشی، نمی‌گذرد تا به حس نوستالژیک قوام بیشتری ببخشد و به خلق فضا و حال‌وهوای آن زمان کمک بیشتری کند.

«بمب؛ یک عاشقانه» زیاده‌گویی نمی‌کند. در بسیاری از سکانس‌ها موسیقی را به عنصر دراماتیک تبدیل می‌کند تا حس‌وحال شاعرانه به فضا بدهد (در لحظه نگاه پسر به دختر در پناهگاه و تبلور عشق در او و همچنین سردی رابطه زوجی که هرکدام به تنهایی در گوشه خانه خود مشغول مطالعه هستند، صرفا موسیقی است که به حس موجود در فضا معنا می‌دهد). جایی که سکوت شکسته می‌شود، نوع عاشقانه اثر متفاوت می‌شود.

مونولوگی که سعید در نامه‌ای برای معشوقه‌اش می‌نویسد اوج عاشقانه قصه است. نامه‌ای که ایرج را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و نوع نگاهش را تغییر. معادی از این نوع نامه‌نویسی گریزی به عشق‌های آن دوران می‌زند که روی کاغذ شروع می‌شد و گاهی روی همان کاغذ نیز به پایان می‌رسید. «بمب؛ یک عاشقانه» روایت انسان‌هایی است که در روزمرگی غرق شده و فرصت عاشق‌شدن نداشته‌اند؛ انسان‌هایی که در دام موقعیت زمان و مکان افتاده اند و به دلخواه خود زندگی نکرده‌اند. «بمب…» یک اثر خلاقانه است که صرفا حکایت روزهای جنگ و دهه ۶۰ نیست.

فیلم کنایه‌ای است به زندگی‌های امروزی. وقتی دقیق به جهان‌بینی و نگاه یک کودک به مقوله زندگی نگاه کنیم، حتی زیر بمباران که صرفا بوی مرگ می‌دهد، مانند سعید قصه بمب، می‌توان پناهگاهی یافت برای عاشقی و عاشق شد، عاشقانه زندگی کرد، برای معشوق رخت نو پوشید و حتی عاشق لحظه‌های تلخ جنگ شد و از دشمن تشکر کرد!

پرسپولیس و ماشین‌سازی؛این بار دوستانه در تهران

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ اردو پرسپولیسی ها در قطر به پایان رسید و شاگردان برانکو که حالا به تهران بازگشته اند از فردا تمرینات خودشان را نه در ورزشگاه شهید کاظمی که در مجموعه نفت تهرانسر دنبال خواهند کرد.شاگردان برانکو که روز گذشته یک بازی تدارکاتی در قطر برگزار کردند در  یکی دیگر از دیدرهای تدارکاتی خودشان پیش از شروع نیم فصل دوم، روز پنجشنبه در مجموعه نفت تهرانسر،به مصاف ماشین سازی تبریز خواهند رفت.

251255

مشخصات فنی سیتروئن سی‌۳ ۱.۶ توربو فول

سیتروئن سی 3 – citroen c3 اولین محصول مشترک سایپا و سیتروئن است.  این خودرو در خط تولید سایپا-سیتروئن واقع در شهر کاشان به تولید می رسد. در تابستان سال 97 2000 دستگاه از این خودرو به بازار عرضه شد و در ادامه در صورت ادامه همکاری ها تیراژ تولید آن توسط سایپا افزایش نیز خواهد یافت. سیتروئن سی3 در دو تیپ نیمه فول و فول به بازار وارد شد که تفاوت این دو تیپ، تنها در آپشن گرمکن صندلی های جلو است.