گلایه رئیس انجمن سکته مغزی ایران از یک آیت الله که با طب اسلامی معالجه می کند

يعني حقير، صبح‌ها اسباب جهالت تدريس مي‌كنم و از همه بدتر براي انجام اين كار امتحان مي‌دهيم و تعهد مي‌سپريم سال‌ها در روستاها جهالت برسانيم!

صبح كه مي‌شود آن‌سوترها هم سر مي‌زنم، هيچ خبري نيست. هيچ كانالي جز كانال‌هاي پزشكي در اين ارتباط واكنشي نشان نداده‌‌ است. آيت‌الله تبريزيان لابد انسان صادق و سرراستي است كه عقايد اين‌چنيني خود را اين‌طور صريح و بي‌پيرايه بيان مي‌كند. بر جناب ايشان حرجي نيست. در همه كشورها هم افرادي با چنين عقايدي هستند و تبليغ هم مي‌كنند، حتي جدي‌تر از اين!

آنچه اما باعث تعجب است، سكوت و بي‌تفاوتي‌اي است كه خارج از جامعه پزشكي در برابر چنين ترهاتي موج مي‌زند. مقصود تنها دولت و انجمن‌هاي پزشكي نيست كه گويا تصور مي‌كنند اين حرف‌ها به اعتقادات عمومي و باورهاي مردم ارتباط دارند كه به‌جاي نگراني از عواطف و احساسات هزاران پزشك جوان در شهرها و روستاها نگران خم ابروي اين آيت‌الله جوان و اعوان‌ و ‌انصارش هستند كه آشكار است جايگاه معنوي خود را در لابه‌لاي آن ضجه‌هاي سوزناك نيمه‌شب گم كرده يا جاخالي داده‌اند.
روشنفكران و هنرمندان؛ همان‌ها كه با جرقه‌اي بغداد طبيبان را آتش مي‌زنند؛ انگار تنها در اين كلمات نواي آشنايي مي‌شنوند كه آزادمنشانه پاسخ‌گويي را به دو طرف دعوا! مي‌سپارند.

اما بيشترين توقع از عالمان و روحانيوني است كه در مراجعه به پزشكان در رديف بهترين و منطقي‌ترين بيماران يا همراه بيمار قرار مي‌گيرند، جايگاه واقعي معنويات و سنت‌ها را در دانش جديد مي‌شناسند و مقرر است نقشي بي‌بديل در مناقشه انسان با تقدير و مصائب بازي كنند.
آيا با وجود تمام اين فرهيختگان و راست‌انديشان در مقابله با آنچه طشت ناراستي‌اش از بام افتاده هم لازم است تنها خود طبيبان پيرانه‌سر خسته از كار و آموزش در دفاع از شاگردان و جوانان دست‌به‌كار شوند؟ ظاهرا چنين است، چراكه ناباوري ملي ما به دانش، بيش از همه خود را در طب نشان مي‌دهد. اگر اين ناباوري نبود، هركس همان‌طور كه در برابر هر مهملي موضع مي‌گيرد، در اينجا هم ساكت نمي‌ماند.

 

45302

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *