جایگاه «هویت» در «بازآفرینی بافت‌­های فرسوده شهری»

بافت های ناکارآمد و فرسوده شهری که ساکنان بسیاری را نیز در خود جای داده است دارای شرایط بحرانی می باشند. بافت های فرسوده شهری در فرایند زمانی شکل گرفته و امروزه در محاصره تکنولوژی عصر حاضر و توسعه شهری جدید گرفتار شده اند و از لحاظ ساختاری و عملکردی دچار کمبودهایی می باشند که نمی توانند جوابگوی نیاز ساکنین خود باشند. زیرساخت های این بافت ها از متوسط شهر بسیار کمتر است و فقر اقتصادی در بافت های آن ها، توان مشارکت و نظارت مردم را سلب کرده است. در توسعه پایدار شهرها، توجه به بافت های فرسوده و ناکارآمد و بهسازی و توانمندسازی و حیات بخشی آن ها بسیار قابل توجه می ‌باشد. در این میان شاید بتوان مؤلفه «هویت» را عاملی برای بازآفرینی بافت‌های فرسوده شهری و به عنوان ابزاری برای توجه به اهداف توسعه پایدار در نظر گرفت. بنابراین بایستی در بازآفرینی بافت های فرسوده و ناکارآمد شهری، مؤلفه هایی همچون پویایی فضایی، حس تعلق مکان، تنوع بنا و فضا و عناصر هویت بخشی به بافت شهری نیز مدنظر قرار گیرند تا احیا بتواند در روابط فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی نیز تظاهر یابد.

هنگامی که حیات هر محدوده از شهر به هر علتی رو به رکود می ­رود بافت شهری آن محدوده در روند فرسودگی قرار می ­گیرد و فرسودگی شهری به زدودن خاطرات جمعی، افول حیات شهری واقعه ­ای و شکل گرفتن حیات شهری روزمره ­ای کمک می کند. بارزه ­های ارزشمند اجتماعی و کالبدی محلات سنتی، ناکارآمدی ساختاری و از هم ­گسیختگی اجتماعی و به کوتاه سخن «ناپایداری» است. شهرهای قدیمی ایران دارای روند شکل گیری خاصی هستند و به صورت جدی تحت تأثیر پدیده­ های اجتماعی- انسانی و محیطی مربوط به بعضی مقاطع از تاریخ خود هستند، بنابراین هر نوع اقدام برای دخل و تصرف در فضای ساخته شده آنها باید در رابطه با این پدیده­ ها باشد. آنچه قابل توجه است اینکه فضاهای شهری فرسوده می ­تواند موجب بسترسازی ناهنجاری ­های اجتماعی گردد که ناامنی نیز در آنها وجود دارد.

امروز در ایران حدود ۷۰ هزار هکتار بافت فرسوده ناکارآمد در ۳۸۳ شهر شناسایی شده است. این موارد متذکر اهمیت موضوع در جوامع امروز است و بهسازی و نوسازی بافت ­های فرسوده شهری، بیانگر نیاز به تغییر در نقش ظاهری و درونی آن است که در جهت نیل به اهداف توسعه پایدار است.

در راستای توسعه پایدار شهرها، به دلایل زیر ضرورت ­های برون ­رفت از وضع موجود و رونق نوسازی کاملا قابل درک است:

تشدید معضل فرسودگی و افزایش روزافزون حجم فیزیکی و ابعاد غیرفیزیکی آن

خسارت ناشی از خطر احتمالی وقوع زلزله (زلزله در پایتخت – فلج شدن دولت و کشور)

لزوم پاسخگویی مدیریت اجرایی کشور و مدیریت شهری به حل معضل جدی بافت فرسوده (یکی از جلوه های کارآمدی نظام، تدبیر برای مواجهه با آن)

تحقق عدالت اجتماعی در کشور و رفع محرومیت

استفاده از پتانسیل ­های شهر در جهت ایفای نقش فراشهری و توسعه شهر

هویت­ بخشی به شهر و زیباسازی سیمای آن

بافت فرسوده در ابعاد مختلف مانع بهره­ وری بهینه شهر (ارتقاء بهره­ وری شهر یکی از مهمترین اهداف مدیریت شهر)

لذا می ­توان گفت که بررسی اقدامات صورت گرفته برای بازآفرینی بافت ­های فرسوده شهری در کشور برای توسعه پایدار شهرها لازم است. مسأله اصلی این است که بازآفرینی بافت­ های فرسوده چگونه می ­تواند به فراهم­ سازی ابزار توسعه منجر شود؟ جایگاه «هویت» در «حیات ­بخشی بافت ­های فرسوده شهری» چیست؟ پاسخ این سؤال این است که توجه به بهسازی و بازآفرینی بافت ­های فرسوده و ناکارآمد شهری به عنوان ابزاری زیرساختی برای توسعه پایدار شهرها مؤثر خواهد بود. به بیانی دیگر مداخله هدفمند جهت بهسازی کالبدی و اجتماعی بافت­ های فرسوده در رسیدن به توسعه پایدار شهری مؤثر است که در این میان قطعا توجه به مؤلفه «هویت» در طراحی، ضروری است.

احیای شهری فرایندی است که از مراحل متوالی تشکیل شده و با ایجاد زمینه مناسب برای مشارکت شهروندان در برنامه ­های توسعه شهری انجام می ­گیرد. در این میان،  توجه به این نکته ضروری است که جامعه شهری برای اصلاح، توسعه و تکامل شهر باید برنامه مناسب و مشخصی داشته باشد و آنها را بر اساس چهارچوب زیر دنبال کند:

– سیستم و مقررات قانونی که به طور کارآمد برنامه­ ها را تهیه و اجرا نماید؛

– تدوین برنامه ­های جامع برای توسعه اجتماعی و اقتصادی؛

– مبارزه با مشکلات محلی؛

– تشکیلات منظم احیای شهری؛

– توانایی مالی از راه درآمدهای محلی؛

– طرح ­هایی برای مسکن خانوارهای جابجا شده؛ و

– مشارکت شهروندان در حل مسائل و مشکلات شهری.

باززنده سازی شهری جنبه ­ای از مدیریت و برنامه ­ریزی نواحی شهری موجود به جای برنامه­ ریزی و توسعه نواحی کاملا جدید است. همچنین می ­توان باززنده­ سازی و بازآفرینی شهری را بیش از نوسازی دانست، چرا که تلاش برای بازگرداندن سرمایه­ گذاری و افزایش کیفیت زندگی در نواحی شهری است. فرآیند باززنده­ سازی بخشی یکپارچه با برنامه ­ریزی شهری است، هرچند ماهیتی مداخله ­گرا دارد.

تجدید حیات، به­روز­کردن، تبدیل و دگرگونی، حفاظت، نو شدن، احیا و تعمیر اقدامات اساسی است که در بازآفرینی مدنظر است. همچنین مهم­ ترین جنبه ­های ضرورت و اهداف نوسازی و بهسازی بافت ­های فرسوده را در راستای توجه به توسعه پایدار شهرها می ­توان در این موارد دانست:

تأمین کارآیی مطلوب، عدالت، کیفیت محیطی، ایمنی و امنیت، بهداشت، آسایش و زیبایی فضاهای شهری؛

برقراری رابطه تاریخی- فرهنگی مردم با گذشته خویش به نحوی ملموس ­تر؛

راه ­حلی مناسب برای مسأله اسکان غیر رسمی؛

توجه به حفظ هویت فرهنگی و ملی؛

حفظ حیات همه­ جانبه و هویت شهری در نوسازی و بهسازی از لحاظ کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، اداری و فرهنگی؛

توجه به سازماندهی سازمان فضایی- کالبدی شهرها، تأمین معیارهای ساخت­و­ساز و مرمت و آسایش زیستی برای سازه ­های شهری متناسب هر منطقه جغرافیایی؛

توجه به هماهنگی و سازگاری با محیط طبیعی و سازمان اجتماعی- فرهنگی جامعه؛

جلوگیری از گسستگی اجتماعی و ناهنجاری ­های رفتاری، روانی، شغلی و …؛

توجه به تلفیق شیوه­ های جدید با روش ­های سنّتی و بومی.

بافت فرسوده

  بسیاری از اقداماتی که در دهه ­های اخیر در معاصرسازی و بازآفرینی انجام می ­شود، در گذشته در قالب عناوین و روش ­های دیگر هم صورت گرفته، اما به عنوان یک برنامه عمل در یک بازه زمانی، این روش مجموعه اقدامات هدفمندی را با منابع مالی مشخص و دست­اندرکاران معین معرفی می­ کند. از طرفی توجه به سرمایه اجتماعی در بافت ­های فرسوده بسیار قابل توجه است. زیرا سرمایه اجتماعی مجموعه ­ای از منابع واقعی یا بالقوه ­ای است که در نتیجه «شبکه ­های اجتماعی» در بستر «روابط نهادینه ­شده» به وجود می ­آید که می ­تواند امکان بهبود زندگی شهری و افزایش «رضایتمندی شهروندی» را به همراه داشته باشد. به زعم بسیاری از اندیشمندان فضاهای عمومی شهر مؤلفه ای اساسی در بهبود و افزایش میزان سرمایه اجتماعی در ساختار شهر به شمار می ­رود.

به طور کلی می­ توان حیات بخشی را شامل مدارجی از پویایی فضایی، تقویت حس تعلق مکان، تنوع بنا و فضا و عناصر هویت بخشی به بافت شهری دانست.

از طرفی، برای دستیابی به توسعه پایدار در بافت های شهری توجه به مؤلفه های کالبدی شهری و استفاده بهینه و مناسب از این ویژگی­ها، می ­تواند به عنوان ابزار مناسب و قابل درک در دستیابی به توسعه پایدار شهری مد نظر قرار گیرند. مؤلفه­ های اجتماعی، اقتصادی و زیست­ محیطی که جنبه کیفی دارند، مؤلفه ­های کالبدی می­ توانند جنبه عینی داشته و به صورت فیزیکی، جایگاه و نقش خود را به نمایش گذارند. مبحث مؤلفه ­های کالبدی توسعه پایدار شهری دسترسی ها، عملکردها، فرم و شکل ساخت ­و ­سازها مد­نظر قرار گرفته ­اند که شامل ارتقاء سیستم دسترسی، استفاده از کاربری مختلط، فشرده­ سازی و تمرکز کاربری­ ها و افزایش میزان کارایی، فرم و عملکرد بافت- بوم ­شناختی- خوانایی و ایجاد هویت می ­باشد.

همچنین در بافت های فرسوده به عنوان بخشی از بافت های شهری، توجه به جنبه‌ هایی که کیفیت زندگی شهری را بیان می­ کند ضروری است. در عین حال به دلیل قدمت چنین بافت ‌هایی غالبا فضاها و ساختمان‌ های باارزشی را نیز می‌ توان در چنین بافت ‌هایی یافت که نیاز به حفاظت و مرمت آنها وجود دارد و البته آنچه در حفظ و تداوم نیاز به احیاء دارد صرفا پوسته وکالبد نیست بلکه زندگی و فرهنگ است. با این حال حفاظت و مرمت حتی در ابعاد کالبدی هزینه بردار است، و معمولا هزینه آن بیش از تخریب و نوسازی است و بنابراین گرایش به بازآفرینی در بافت ‌های فرسوده بسیار بیشتر است. اما باید توجه نمود که حیات بخشی به این بافت ­ها، شامل مدارجی از پویایی فضایی، تقویت حس تعلق مکان، تنوع بنا و فضا و عناصر هویت بخشی به بافت شهری می باشد که حصول آن با تخریب صرف، امکان­پذیر نمی ­باشد.

شاید بتوان آسیب ­شناسی اقدامات حیات ­بخشی را از منظر ابعاد فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی بازآفرینی مورد توجه قرار داد. باید توجه داشت شناخت مشکلات اصلی عدم تحقق نوسازی و حیات ­بخشی و موانع و محدودیت­ های نوسازی بافت ­های فرسوده برای دستیابی به توسعه پایدار شهرها ضروری است. مشکلات اصلی عدم تحقق نوسازی و موانع و محدودیت ­های نوسازی بافت ­های فرسوده را می ­توان در عدم درک مشترک از ماهیت موضوع (دغدغه، مسأله، مشکل، معضل، بحران و فاجعه)، دوگانگی ­ها در رویکردها، امکان­ پذیری و سبک مدیریت، شکاف جدی بین برنامه ­ریزی توسعه ملی و توسعه شهری و فقدان احساس نیاز استراتژیک، وجود ابهام در موضوعات اساسی و مبنایی نوسازی، بی ­اعتمادی مردم به طرح ­ها و متولیان امر و شکاف بین جامعه ذی ­نفعان و ذی­ نفوذان، انباشت مسائل و معضلات حل ­نشده در گذشته، فقدان اهداف مشخص و راهبردهای عملی، ضعف برنامه ­ریزی اجرایی و ناکارآمدی روش ­ها و شیوه های جاری، فاصله جدی بین اهداف طرح­ های بالادست (جامع و تفصیلی) و نوسازی، بی ­ثباتی مدیریتی، تغییرات زودرس در تصمیم ­گیری ­ها یا عدم تصمیم­ گیری مناسب و به موقع دانست.

همچنین از مهم ­ترین موانع در تحقق نوسازی و همچنین حیات ­بخشی بافت ­های فرسوده، ناسازگاری در مناسبات ابعاد فوق با یکدیگر و به بیانی ساده ­تر عدم وجود یک تفکر سیستمی می­ باشد. در اکثر موارد مفهوم نوسازی و بازآفرینی با طرح عمرانی به اشتباه بیان می ­شود. این در حالی است که در جستجوی شناخت مفهوم، باید به تفاوت­ های نوسازی با طرح­ های عمرانی اهمیت داد. زیرا با مدیریت بهتر و هوشمندانه ­تر منابع و زمان امکان تحقق نوسازی بافت با حداکثر بهره­ وری محقق خواهد گردید. 

به نظر می رسد در سیاست های بازآفرینی بافت های فرسوده شهری باید به مواردی از قبیل تفاوت در راهبردها و اقدامات اجرایی، تفاوت نوع کاربری ها و فعالیت های موجود در بافت و سطح بهره ­مندی از خدمات و زیرساخت ­های شهری، سیر تحول تفکر نوسازی از دیدگاه کالبدی­ محور به دیدگاه کنش ­های متقابل و یکپارچگی، مشارکت ساکنان و نهادهای محلی با اولویت اقدامات انسانی و اجتماعی بر مداخلات کالبدی در کلیه مراحل از برنامه ­ریزی تا سیاست­ گذاری تا اجرا، روش تعاملی و برقراری ارتباط دوسویه بین دولت مرکزی و نهادهای مدنی، تسهیل ­گری و حمایت با پیش­ بینی تسهیلات ارزان ­قیمت و در نظر گرفتن معافیت ­های مالیاتی و سایر بخشودگی­ ها و اعطای یارانه ­ها توجه داشت.

اما آنچه مسأله را قابل تأمل می کند ورود سیاست هایی است که منافع مالک و بهره بردار بومی محل را در بر ندارد. به طور مثال برای پلاک های کوچک مقیاس و دارای مساحت کم نیز باید مشوق هایی در نظر گرفت. چرا که نمی توان فقط راه حل تجمیع را به عنوان نسخه اصلی برای تمام بافت ها و تمام مناطق شهری در نظر گرفت؛ چرا که در بسیاری مناطق این حرکت می تواند به فراموشی هویت معماری منطقه بیانجامد. شاید بتوان یکی از راه های کارآمد را ترغیب و توانمندسازی مالکان دانست که قطعا تفاوت ماهوی دفاتر تسهیل گری را می تواند با سایر دفاتر خدمات شهرداری از جمله ماده ۳۳ در همین مورد دانست. همچنین بایستی توجه نمود که تخفیف عوارض صدور و خدمات ساختمانی، منجر به تلاش برای ساخت و ساز بیشتر و ایجاد تراکم بیشتر و به بیانی دیگر فروش شهر و تأمین درآمد برای شهرداری نشود که این مورد ایجاد هزینه برای آینده شهر خواهد بود.

قابل توجه است که «حس مکان»، «هویت» و کیفیاتی که منجر به منحصر به فرد بودن هر شهری برای خودش می گردد، از جمله مقولاتی است که می بایست در نوسازی و به تبع آن در بازآفرینی و احیای بافت های فرسوده شهری مدنظر قرار گیرند.

در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری نیز باید به مقوله هویت در احیاء بافت توجه گردد. در گذشته انسان ­ها در هر کجا که زندگی می کردند احساس ریشه دار بودن در مکان و وابسته بودن به مکان در آنها وجود داشت. بنابراین راهکارهایی از قبیل بهبود شرایط زیست محیطی از طریق تأکید مناسب بر رابطه میان انسان و محیط، فعال سازی محیط های اجتماعی و فرهنگی از طریق طراحی و احداث عرصه های مناسب حضور مردم و افزایش توان مشارکتی شهروندان در فضاهای شهری، بهبود کالبدی شهر از طریق توجه به مؤلفه های کالبدی هویت شهری، ایجاد ارزش­ های ادراکی و زیبایی شناختی با هدف تأمین خوانایی و ارتقای تصویر ذهنی شهر قابل توجه است.

در آسیب شناسی پروژه ­های بازآفرینی شهری در کشور مسائلی قابل توجه است. باید توجه نمود که هدف اصلی در توسعه پایدار و همچنین در نوسازی بافت ­های فرسوده، مردم هستند.

امروزه در راستای توجه به توسعه پایدار شهری، می­توان مشکلات زیر را در روند نوسازی و حیات ­بخشی در بافت­ های فرسوده مشاهده نمود:

نگاه موضعی و بخشی در سازماندهی و اقدام، چیرگی اهداف کمی بر اهداف کیفی، تعدد سازمان های متولی موضوع و عدم هماهنگی بین آنها، ارائه تعریف نامناسب از حجم اقدامات و توان لازم اجرایی، عدم توجه به اصل حضور مردم در ساختار نوسازی و عدم مشارکت شهروندان، نبود و نارسایی قوانین جاری برای تحقق طرح ­های پیچیده بازآفرینی و پراکندگی قوانین موجود و عدم ارتباط نظام ­مند آنها، ضعف دستگاه ­های برنامه ­ریز و هدایت­ کننده موضوعات، فقدان مبانی روشن در رویکرد به مسائل، عدم پیگیری و کنترل فرآیند و چگونگی حصول به نتایج تصمیمات اخذ شده، ناکارآمدی طرح ­های تهیه شده به دلیل شهرسازی آمرانه و اراده­ گرایانه بدون حضور مردم، عدم توزیع ارزش افزوده بین ساکنان به دلیل رویکرد متمرکز طرح و تملک کل محدوده، وسعت حوزه مداخله طرح و در نتیجه کاهش توان مالی مجری از یک سو و تخریب گسترده بافت از سوی دیگر، شرایط ناپایداری اقتصادی حاصل از افزایش قیمت زمین و تورم و نبود منابع پایدار جهت نوسازی، نظام مدیریتی ناآشنا و ضعف در سیستم برنامه­ ریزی در سطح ملی، تحقق ­ناپذیری یا دوره زمانی بسیار طولانی در نتیجه موانع ذکر شده.

بنابراین باید تلاش نمود در اقدامات بازآفرینی در حوزه اجتماعی، توجه به تظاهر حضور افراد در محیط و تقویت حیات اجتماعی آنان، تقویت حیات اجتماعی شهر قدیم و توجه به جریان زندگی در بافت، توجه به مشارکت عمومی در تمامی پروژه­ ها  صورت پذیرد. همچنین در حوزه اقتصادی نیز باید تلاش نمود که در بازآفرینی شهری، ایجاد بسترهای لازم برای ایفای نقشی عمده در اقتصاد شهری و نیز خارج کردن محله از رکود اقتصادی مدنظر قرار گیرد. به طور قطع می توان توجه به راهکارهای کالبدی- فضایی را نیز در بازآفرینی موفق شهری ضروری دانست. چرا که در بهسازی کالبدی، وحدت کامل و پایبندی به معماری اصیل ایرانی از اصولی است که می تواند هویت کالبدی بافت را که گذر زمان در آن رخنه کرده است مورد توجه قرار دهد. در حوزه فرهنگی نیز با ایجاد فضای فرهنگی با حضور کارکردهای مناسب برای پویایی فرهنگی محله می توان به طور مؤثر برای توجه به محله محوری تلاش نمود.

*رئیس گروه تخصصی معماری سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور

* عضو هیأت علمی گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی شیراز

۲۲۳۲۲۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *