۴ فصل طوفانی احمدی‌نژاد/ بمب ساعتی به شمارش افتاد

رضوانه رضایی‌پور: بمب ساعتی رییس جمهور سابق با خبر توصیه رهبری انقلاب به او برای عدم حضور در انتخابات ریاست جمهوری، به شمارش معکوس افتاد. از آن زمان به بعد همه منتظر بودند تا ببینند آنچه که تاکنون در مورد عدم ولایتمداری محمود احمدی نژاد مطرح می شود درست است یا نه؟ آیا محمود احمدی نژاد در تبعیت از فرمان رهبری به هیچ عنوان خود را آماده رقابت سیاسی نمی کند؟ اما بهار 96 و آغاز ثبت نام کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، محمود احمدی نژاد با یارانش راهی میدان فاطمی شدند تا همه را مات و مبهوت تصمیم سازی خود سازند. او در معیت بقایی و مشایی وارد ستاد انتخابات وزارت کشور شد و شناسنامه اش را از جیب بغل کت خود درآورد تا برای سومین بار سودای ریاست جمهوری اش را اعلام کند و حریف بطلبد.

بهار 96؛ رد صلاحیت احمدی‌نژاد و بقایی و آغاز دوران سرکشی‌
احمدی نژاد بهار 96 را می خواست با حضورش در انتخابات آغاز کند. او در حالی به همراه بقایی اعلام کاندیداتوری کرد، که پس از توصیه رهبری به عدم کاندیداتوری‌اش در انتخابات در نامه ای خطاب به ایشان عنوان کرده بود: «ضمن تشکر از بیانات مهم حضرت عالی در جلسه درس خارج فقه مورخ پنجم مهرماه جاری (95)، به استحضار می‌رسانم که در عمل به منویات رهبر بزرگوار انقلاب، برنامه‌ای برای حضور در عرصه رقابت‌های انتخاباتی سال آینده ندارم.»

با این حال احمدی نژاد خلف وعده کرد و خود را آماده رقابت سیاسی ساخت و همین اقدام سیلی از انتقادات را به سمت او روانه کرد. اقدامی که اطراف او را خالی تر از قبل کرد و طیف همراهان و هوادارانش را با ریزشی دیگربار همراه ساخت. حتی افرادی مانند مهدی کوچک زاده که همواره سنگ او را به سینه می زدند وقتی در برابر این سرکشی رییس دولت های نهم و دهم قرار گرفتند که هیچ رنگی و بویی از ولایتمداری نداشت، سکوت را جایز ندانستند و این اقدام او را تقبیح کردند.

البته او برای این اقدامش عذر آورد و آن را همراهی با حمید بقایی است: «مقام معظم رهبری به من سفارش کردند که در انتخابات به عنوان کاندیدا شرکت نکنم، من به قول اخلاقی‌ام پایبندم و حضور و ثبت‌نام در انتخابات صرفاً برای حمایت از برادر عزیزم آقای بقایی است».

با این حال، شورای نگهبان در احراز صلاحیت های کاندیداهای ریاست جمهوری نام احمدی نژاد و بقایی را از لیست نامزدها حذف کرد تا همین اتفاق آغازی برای کلی خوردن سایر پروژه های او باشد. هرچند او و بقایی در بیانیه‌ای اعلام کردند در این انتخابات از هیچ نامزدی حمایت نمی‌کنند اما نوشتن نام احمدی نژاد بر روی برگه رای حمید بقایی و نشان دادن آن به دوربین‌ها بخوبی گواه این بود که در روزهای آینده باید به استقبال اتفاقات دیگری رفت.

تابستان 96؛ تخلفات بقایی و آماده سازی محفل انتقاد از دستگاه قضا
تابستان 96 هم برای محمود احمدی نژاد با قصه ای پر غصه آغاز شد. او پس از ناکامی در انتخابات ریاست جمهوری، در 18 تیرماه با بازداشت یار همیشگی‌اش روبه رو شد تا پروژه ای جدیدی را مدیریت کند. حمید بقایی معاون اجرایی احمدی‎نژاد در دولت دهم، به دلیل آنچه «تصرف غیرمجاز، اختلاس و تبانی در معاملات دولتی» از سوی مسئولان قضایی اعلام شد بازداشت و با وثیقه 50 میلیاردی مواجه شد.

او که قادر به تامین این میزان وثیقه نبود با حضور در اوین اعتصاب غذای خود را آغاز کرد تا پس از چند روز به دلیل وخامت حال، راهی بیمارستان شود. محمود احمدی نژاد در حمایت از او عزم بیمارستان کرد و البته از ورودش ممانعت به عمل آمد تا در دفتر خود پذیرای حمید بقایی پس از آزادی از زندان باشد. او اینبار برای آزادی رفیق چندین ساله اش آذین بندی کرد و با قربانی کردن گوسفند محفل را برای انتقادات تند و تیز او و اسفندیار رحیم مشایی از دستگاه قضایی مهیا ساخت. در همان محفل بود که بقایی باز هم توهین هایی نثار قوه قضاییه کرد و با کف و سوت حلقه چند نفره استقبال کنندگانش مواجه شد.

اما اتفاق دیگری هم در تابستان این سال برای احمدی نژاد رخ داد. فیاض شجاعی دادستان دیوان محاسبات در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد برای اولین بار از احکام صادره برای رییس جمهور سابق گفت و اعلام کرد: «هفت حکم قطعی قضایی علیه ‏محمود احمدی‌نژاد، صادر شده که همگی در حال اجرا هستند. بر این اساس، از مجموع این هفت پرونده، ۵ پرونده نفتی و ۲ ‏پرونده غیرنفتی است که به مجلس هم اعلام شده است.‏»

پاییز 96 با طعم بست نشینی و افشاگری
جلسات رسیدگی به اتهامات حمید بقایی در بیست و پنجمین روز از مهرماه سال 96 آغاز شد. بقایی در اعتراض به برگزاری دادگاه بصورت غیرعلنی ترجیح را بر عدم شرکت در آن دانست و پس از چند بار نامه نگاری و درخواست برگزاری آن بصورت علنی، تصمیم جدیدی را با محوریت محمود احمدی نژاد اتخاذ کرد. بقایی به همراه علی اکبر جوانفکر مشاور رسانه ای محمود احمدی نژاد و حبیب الله جز خراسانی که ذی حسابی نهاد ریاست جمهوری را برعهده داشت با بدرقه رییس دولت های نهم و دهم راهی شهر ری شد.

تصاوير و فيلم‌هايي از خداحافظي اين سه نفر با احمدي‌نژاد پيش از حركت به سمت حرم شاه عبدالعظيم(ع)، از سوي كانال دولت بهار منتشر شد. احمدی نژاد که در این بست نشینی نقش اصلی را ایفا می کرد، به همراه رحیم مشایی دوبار به دیدار یاران بست نشینش رفت تا نشان دهد که آنان را همچنان زیر پر و بال خود گرفته است.

اما اقدام جنجالی دیگر محمود احمدی نژاد در پاسخ به آملی لاریجانی رییس دستگاه قضا در آخرین روز پاییز همین سال انجام شد. او در پيامی ويدئويي با اعلام ضرب العجل 48 ساعته به آملی لاریجانی، اعلام کرد تا اسناد مربوط به محکوميت خودش و همکارانش را در حمايت از بابک زنجاني منتشر کند و در غیر این صورت در خصوص عملکرد هشت ساله رییس دستگاه قضا افشاگری خواهد کرد. اما آنچه که پس از پایان یافتن این ضرب العجل رخ داد، رنگی از افشاگری نداشت و احمدی نژاد تنها به همان صحبت های همیشگی اش اتکا کرد.

زمستان 96 و بازداشت همزمان بقایی و مشایی
ضرب المثل سالی که نکوست از بهارش پیداست برای محمود احمدی نژاد خیلی خوب معنا پیدا کرد. او آغاز سال 96 را با رد صلاحیت خود و حمید بقایی آغاز کرد و این سال را با بازداشت بقایی و مشایی به پایان رساند. بقایی پس از تأیید حکم دادگاه بدوی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران و قطعیت آن و ابلاغ حکم صادره، روز سه‌شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ جهت اجرای حکم صادره از جمله ۱۵ سال حبس و چهل و سه میلیارد تومان جزای نقدی به زندان معرفی شد. اسفندیار رحیم مشایی هم تنها چند روز پس از اجرای حکم حبس بقایی روانه زندان شد. او از آن روز که در اعتراض به اجرای حکم بقایی جلوی سفارت انگلستان در تهران حضور یافت و حکم حبس 15 ساله او را در یک اقدام اعتراضی به آتش کشید، همچنان در زندان بسر می برد. در روز 26 اسفندماه وکیل مشایی در گفت و گو با رسانه ها گفت: موکلم به علت آتش زدن حکم صادره برای آقای بقایی در مقابل سفارت انگلستان، توسط مأموران امنیتی و در مقابل منزلش بازداشت شد.

نامه‌های سرگشاده به رهبری و درخواست های عجیب و غریب
سال 96 برای رییس جمهور سابق سال نامه نگاری هم بود. محمود احمدی نژاد پس از آنکه نامه های سرگشاده خود را خطاب به ملت ایران می نوشت اینبار تصمیم به تغییر مخاطب خود را گرفت. نخستین نامه سرگشاده او به رهبری انقلاب در همان روزهای پیش از آغاز بست نشینی نگارش شد.

احمدی نژاد در این نامه بلند بالا باز هم کینه خود از برادران لاریجانی بخصوص رییس قوه قضاییه را نمایان کرد و گفت: «امروز متاسفانه عده ای اقلیت محض ، به هر ترتیب ممکن، خود را حق مطلق، مالک و صاحب انحصاری کشور و انقلاب و ارباب مردم و دارای حق قطعی حاکمیت دانسته و توده های مردم را رعیت می پندارند و اصرار دارند که اراده، فهم و نظر آنان ولو علیه نظر عمومی و منافع ملی به هر شکل ممکن و حتی با اعمال زور و فشار به اجرا در آید. به بهانه های مختلف و با برخوردهای خشن، راه بر هر نوع نقد و اعتراض و آزادی بیان بسته شده و گروهی اندک و چند خانواده مشخص تلاش دارند تا قدرت و مناصب اصلی برآمده از انقلابِ ملت را به طور انحصاری در خدمت خود و تثبیت حاکمیت جناح‌ها و باندهای ثروت و قدرت به کار گیرند.»

او که خود را زبان ملت ایران می داند در نامه ای دیگر خطاب به رهبری انقلاب در 30 بهمن ماه 96 نه تنها عداوت خود را با دستگاه قضا برای چندمین بار به نمایش گذاشت بلکه سایر قوا و نهادهای حاکم در ایران را هم مورد عنایت قرار داد و خواسته های عجیب و غریبی را مطرح کرد. او در نخستین پیشنهاد خود گفت: « برگزاری فوری و آزاد انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی، البته بدون مهندسی شورای نگهبان و دخالت نهادهای نظامی و امنیتی و آزاد گذاردن مردم برای انتخاب، یک ضرورت فوری است.» او در دومین پیشنهاد خود در این نامه عنوان کرد: «خواستار تغییر فوری رئیس قوه قضاییه شد و در ادامه خواهان انتصاب فردی با ویژگی‌های مندرج در قانون اساسی و همچنین تعیین و معرفی مرجع مستقل و مورد قبول مردم برای رسیدگی به شکایات مردم از این دستگاه و احقاق حقوق و اعاده حیثیت از مظلومین شد.»

نامه سوم احمدی نژاد به رهبری انقلاب اما به موضوعات اقتصادی و فرهنگی اختصاص داشت که در یک هفته مانده به پایان سال 96 از سوی کانال تلگرامی دولت بهار منتشر شد. احمدی نژاد در این نامه موارد زیادی را برای اصلاح امور کشور در زمینه های اقتصادی و فرهنگی عنوان کرد.

آنچه که در اقدامات محمود احمدی نژاد مشهود است، حمایت بی چون و چرای او از حلقه اطرافیانش است. او که در دوران ریاست جمهوری اش هم اطرافیانش را خط قرمز خود کرده بود بعد از خروج از پاستور هم در حمایت از آنها کم نگذاشت. حمایتی که برخی آن را سحر، برخی ولایت گریزی و برخی دیگر آن را فتنه احمدی نژاد می نامند.

29215

رکوردشکن‌های دنیای کتاب

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کتاب کاغذی در
دوران انفجار تکنولوژی روز به روز میدان رقابت را به کتاب‌ الکترونیکی واگذار می‌کند.
این در حالی است که کتاب کاغذی برای قرن‌ها جایگاه ویژه‌ای در جوامع داشته است و
هنوز هم برای بسیاری حکم گنج دارد.

فضای مجازی مدل خواندن را هم به کل تغییر داده است
و کتاب هر روز غریبه‌تر از دیروز می‌شود. نوشته‌های زیادی در این فضا هست اما با آنچه به عنوان کتاب می‌شناسم فاصله زیادی دارد. در این میان هنوز هستند کسانی که جذابیت
دنیای کتاب را باور دارند و آن را پی می‌گیرند.  

در دنیای کتاب هم می‌توان دنبال رکورد گشت و از
کم‌ترین، بیشترین، عجیب‌ترین سخن گفت و به پاسخ‌های شاید جذابی رسید. در این گزارش
کوتاه برخی از این رکوردها را مرور می‌کنیم.

گران‌ترین کتاب جهان
عنوان گرانترین کتاب تاریخ از سال ۱۹۹۴ به این
سو در اختیار کتابی دستنویس با عنوان «Codex Leicester» نوشته
لئوناردو داوینچی مشهور است. این کتاب سال ۱۹۹۴ در حراجی کریستی عرضه شد و با قیمت
استثنایی ۳۰ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار فروخته شد. بدون شک کسی که برای یک کتاب این
اندازه پول می‌دهد علاوه بر علاقه فراوان به تاریخ علم و هنر باید دارایی فراوانی
داشته باشد. خریدار این کتاب بیل گیتس بنیانگذار مایکروسافت و یکی از ثروتمندترین مردان جهان است.

قدیمی‌ترین کتاب چاپ شده در جهان
درست شش قرن پیش از آنکه گوتنبرگ در اروپا
دستگاه چاپ را اختراع کند، در گوشه‌ای دیگر از جهان تکنیکی متفاوت برای چاپ ابداع
شده بود. با استفاده از همین شیوه نسخه چینی «سوترای الماس» چاپ شد که امروز عنوان
کهن‌ترین کتاب چاپی دنیا را در اختیار دارد. در این کتاب گفت‌وگو میان بودا و یکی
از شاگردانش نوشته شده است. در این شیوه کهن از چاپ حروف و تصاویر روی صفحه‌ای
چوبی حک می‌شد و پس از آن صفحه چوبی را رنگ و نوشته‌ها و تصویر را روی کاغذ چاپ می‌کردند.

کوچک‌ترین کتاب جهان
از عنوانش پیدا است. این کتاب آنقدر کوچک است که
به چشم نمی‌آید. یک کتاب در طول و عرض آن از یک میلیمتر هم کمتر است. این اثر هنری
کوچک از ژاپن کشور آفتاب تابان رکورد کوچکترین کتاب را در اختیار دارد. نامش «گل‌های
فصل‌ها»‌ است و ۲۲ صفحه دارد و در صفحات آن تصویر مینیاتوری گل‌ها همراه با نوشته‌ای
که نام گل را مشخص می‌کند، وجود دارد. اندازه فونت مورد استفاده در این کتاب از یک
دهم میلیمتر کمتر است. ناشر برای چاپ این کتاب ظریف از تکنیک‌هایی استفاده کرد که در
چاپ اسکناس استفاده می‌شود.

کتابی که بیش از هر کتابی در تاریخ خوانده شده
است
در کتاب رکوردهای گینس این عنوان به انجیل کتاب
آسمانی مسیحیان رسیده است. هر چند که با دقت نمی‌توان گفت که در طول تاریخ دراز
مسیحیت چند نسخه از این کتاب چاپ شده و به دست متقاضیان رسیده است اما گینس این
عدد را چیزی میان ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تا ۵ میلیارد نسخه برآورد کرده است. با
وجود این میزان انجیلی که تا اینجای تاریخ چاپ شده است باز هم هر سال به صورت
میانگین ۲۰ میلیون نسخه دیگر از آن چاپ می‌شود. این کتاب در طول تاریخ به زبان‌های
بسیاری هم ترجمه شده است که حتی برخی از آن‌ها دیگر مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.

پرفروش‌ترین رمان در طول تاریخ
«دن کیشوت»‌ اثر میگل سروانتس برای چیزی فراتر
از ۴۰۰ سال خوانندگان مشتاق را به خود جذب کرده و الهام‌بخش برخی از بزرگان دنیای
هنر مانند ریشارد اشتراوس و پابلو پیکاسو شده است. از این رمان متفاوت و گیرا در
طول این چهار قرن بیش از ۵۰۰ میلیون نسخه چاپ شده است. برای پی بردن به بزرگی این
رقم کافی است که تیراژ آن را با تیراژ کل کتاب‌های مجموعه «هری پاتر» مقایسه کنیم.
مجموعه «هری پاتر» در سراسر جهان چیزی بیش از ۴۰۰ میلیون نسخه منتشر شد.

کتاب ۸ کیلوگرمی با ۳۲ سانتیمتر قطر
انتشارات هارپرکالینز ۵۰۰ نسخه از کتابی به وزن
۸ کیلوگرم و قطر ۳۲ سانتیمتر از جنایی‌نویس مشهور انگلیسی را منتشر کرده است که
عنوان طویل‌ترین تک کتاب قابل خرید دنیا را یدک می‌کشد. این کتاب مجموعه ۳۲ پرونده
جنایی است که خانم مارپل موفق به حل آن‌ها می‌شود و در ۴ هزار و ۳۲ صفحه منتشر شده
است.

مرموزترین کتاب جهان
دست‌نوشته‌های «ووینیچ» به زبان و با حروف
الفبایی ناشناخته نوشته شده است. در این دستنوشته تصاویر عجیبی هم وجود دارد و تاکنون پژوهشگران موفق به کشف رمز و راز آن نشده‌اند. این دستنوشته به روزگار رودلف
دوم امپراتور روم در قرن پانزدهم میلادی باز می‌گردد.

خالق ۱۰۸۴ کتاب
نویسنده خالق کتاب است و در میان تمام نویسندگان
عنوان پرکارترین نویسنده به ال. ران هوبارد بنیانگذار ساینتولوژی می‌رسد. او در
طول زندگی یک هزار و ۸۴ کتاب منتشر کرد و نام خود را به عنوان پرکارترین نویسنده
در گینس ثبت کرد. او کار خود را با نوشتن رمان‌های سطح پایین آغاز کرد اما پس از
گذشت سال‌ها و تاسیس ساینتولوژی رو به نوشتن آثار غیرداستانی آورد.

57241

بازار مسکن در سال ۹۷ از رکود خارج می‌شود؟

مجید سلیمی‌بروجنی: بازار مسکن در پایتخت طی دو ماه اخیر روند متفاوتی را نسبت
به ماه‌های ابتدایی سال تجربه کرد. اگرچه از ابتدای سال‌جاری با افزایش تدریجی حجم
معاملات و قیمت هر مترمربع آپارتمان، کارشناسان پیش‌بینی ایجاد آمادگی در بازار
مسکن برای ورود به فاز رونق را کردند، اما به دلیل توهم برای از فروشندگان و اعلام
قیمت‌های پیشنهادی نامتعارف، سمت تقاضا از بازار عقب‌نشینی کرد و نرخ رشد حجم
معاملات کاهش پیدا کرد.

به دلیل تغییرات
رشد جمعیتی و کاهش نرخ تشکیل خانوار، باید پذیرفت مسکن به شکل دو دهه قبل نمی‌تواند
از جذابیت برخوردار باشد، ولی باید گفت به دلیل آن‌که مسکن کالای ناهمگنی است،
برای آن نمی‌توان حکم کلی داد و برای هر بخش با توجه به مختصاتی که دارد، می‌تواند
تحلیل مناسب ارائه کرد.

بادوام بودن،
ناهمگن بودن ماهیت دوگانه مصرفی – سرمایه‌ای، اثرپذیری از محیط اقتصاد کلان و وضعیت سایر
بازارها، از جمله عوالی است که در بازار باید در نظر گرفت. از این رو، نمی‌توان یک
تحلیل واحد برای این بخش ارائه کرد، اما با توجه به حجم سرمایه‌گذاری و الگوی
تقاضا، نمی‌توان گفت مسکن جذابیت دو دهه قبل را دارد.

دوره زمانی 1380
تا 1392 بدون هیچ گونه شک و تردیدی، دوران طلایی دست‌اندرکاران زمین و مسکن در
ایران به شمار می‌رود؛ چراکه از کل 5 پیک پرقدرت رشد قیمت‌های زمین و مسکن در
تاریخ کشور، 3 پیک در این 12 سال رخ داده که احتمال وقوع آن در آینده بعید است.

بر طبق داده‌های
مرکز آمار ایران، طی دوره 20 ساله 1392 – 1373 بهای زمین 36.3 درصد، بهای مسکن 24.2
درصد، اجاره‌بهای مسکن 22.8 درصد و میزان تورم 19.6 درصد رشد متوسط سالانه داشته‌اند
که به مفهوم افزایش 3، 2.2. و 1.7 برابری به ترتیب بهای زمین، مسکن و اجاره‌بها
نسبت به رشد کلی قیمت کالاها و خدمات در کشور است.

در کل دوره 1392 – 1373 سرمایه‌گذاری در زمین
یا مسکن از هر بخش دیگری از قبیل طلا یا ارز سودآورتر بوده و آمارها نشان می‌دهد
سرمایه کسی که به جای ارز، سپرده 5 ساله بانکی و طلا، در زمین سرمایه‌گذاری کرده،
به ترتیب به میزان 6.1، 4.1 و 1.8 برابر افزایش پیدا می‌کرد.

موضوع موضوع در
رشد این کالا، هجوم نقدینگی‌های سرگردان و شدت فعالیت‌های سفته‌بازانه در بازار
مستغلات است. تجربه گذشته نشان داده هر گاه سود بانک‌ها به سپرده‌های مردم کاهش
یافته، نقدینگی از بانک‌ها خارج و به سایر بازارها سرازیر شده و تقاضای سفته‌بازی
افزایش یافت. خرید و فروش مسکن نیز یکی از راه‌های پاسخ به تقاضای سفته‌بازی است،
اتفاقی که شاید در ابتدای تابستان و عدم تمدید قرارداد سپرده‌های بانکی با سود
بالای 15 درصد دوباره رخ دهد.

همزمانی این دو
اتفاق می‌تواند موجب تحریک و صعود قیمت‌های مسکن شود، اما نه آن‌قدر که فکر کنیم قرار
است شاهد جهش قیمت‌ها باشیم.

هر زمان که فکر
کردیم قرار است با جهش قیمت مسکن روبه‌رو شویم، باید دو نکته را به خود یادآوری
کنیم؛ اول این‌که مازاد مسکن وجود دارد و دوم این‌که مردم برای خرید مسکن به
اندازه کافی نقدینگی ندارند. این دو نکته، مقابل جهش قیمت‌ها نقش بازدارنده دارند.

در واقع وجود
مسکن مازاد و گرانی این کالاها، آن دسته از افرادی که برای مصرف خانه می‌خرند، از
بازار خارج می‌کند، چون این دسته از افراد جامعه به طور معمول قدرت خرید ضعیفی
دارند. دسته دوم که مسکن را برای سرمایه‌گذاری و کسب سود می‌خرند، به این دلیل که
در 5 سال گذشته بازار مسکن یکی از کم‌بازده‌ترین بازارها بوده، هنوز نمی‌توانند
باور کنند که این بازار می‌تواند با رشد چشم‌گیر مواجه شود و بازدهی مناسب داشته
باشد. البته انبوه‌سازان و حتی دولت تلاش می‌کنند که بگویند قیمت‌ها به حداقل
رسیده و مردم را تشویق به خرید کنند تا به این روش، مسکن را از رکود خارج کنند.

اما خروج از رکود
به هر قیمتی خوب نیست. تصور این است که اگر مسکن از رکود خارج شود، دوباره سرمایه‌گذاری‌ها
در این صنعت زیاد می‌شود و اشتغالزایی در پی خواهد داشت؛ در حالی که این‌طور نیست.
قیمت مسکن به گونه‌ای رشد کرده که مردم قدرت خرید آن را ندارند. وام‌هایی که
پرداخت می‌شود، بخش کمی از قیمت را پوشش می‌دهد. به عبارتی، هر چقدر هم که قرار بر
افزایش نرخ مسکن باشد، قدرت خرید مردم کمتر می‌شود و بنابراین خریداری وجود نخواهد
داشت.

رفاه هر خانواده‌ای
در درجه اول به خانه سنجیده می‌شود. به همین خاطر اثر بزرگی روی اقتصاد می‌گذارد.
افزایش قیمت مسکن مانع از خانه‌دار شدن اقشار پایین‌دست جامعه می‌شود. مسکن جزو
عواملی بوده که توانسته منشاء بحران‌های بزرگ اقتصادی شود. مسکن نه‌تنها یکی از
نیازهای اساسی بشر است، بلکه یکی از اجزای مهم سرمایه‌گذاری نیز به شمار می‌آید.

بررسی گزارش‌های
صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد مسکن در بسیاری از کشورهای جهان، بزرگ‌ترین عنصر
رفاه است. قیمت مسکن نباید از قدرت خرید مردم فاصله گیرد. در غیر این صورت، می‌تواند
بحران اقتصادی ایجاد کند. این معضلی است که اقتصادهای در حال توسعه نظیر ایران با
آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

بخش مسکن با دارا
بودن ارتباط گسترده با سایر بخش‌های اقتصادی، بر آنها تاثیر گذاشته و از آنها
تاثیر می‌پذیرد. بر این اساس، پیش‌بینی بخش مسکن با دارا بودن عوامل فراوان موثر
بر آن، دارای خطای بالایی است. بر این اساس، پیش‌فرض‌های گوناگون منجر به پیش‌بینی‌های
متنوع بازار مسکن است؛ چراکه میزان نرخ رشد قیمت مسکن تابع عوامل متعددی همچون نرخ
رشد نقدینگی و تورم عمومی، قیمت نفت، ارز، نرخ سود سپرده‌های بانکی و… است. با
این حال، آنچه قابل پیش‌بینی است، بیشتر بودن نرخ رشد قیمت مسکن در سال 1397 از
نرخ تورم عمومی است.

35225 

راهنمای گردشگری مسیر سلطانیه-زنجان-ماهنشان/ سفر به دیار خمسه

اسدالله قربان زاده- از ضلع غربی تهران وارد بزرگراه قزوین- زنجان می شویم.زنجان شهر سردسیر و خنکی است؛ بنابراین به راحتی می‌تواند به عنوان یکی از مقاصد خوب ایران‌گردی در بهار و تابستان محسوب شود.

بزرگ ترین گنبد آجری جهان در یک قدمی ما!
دیدن بلندترین برج آجری جهان، بهانه خوبی است برای آنکه بار سفر را ببندید و چند روزی را میهمان زنجانی‌ها شوید. از اصفهان باید رد جاده ساوه را بگیرید و از تهران در مسیر قزوین-زنجان برانید تا بعد از تاکستان، ابهر و خرمده، در ضلع جنوبی آزادراه قزوین-زنجان چشمتان بیفتد به گنبد آبی سلطانیه که در دشت سبز آرام از پس 7 قرن هنوز پابرجا ایستاده است.

اینجا سلطانیه؛ شهری از جنس تاریخ است. دیاری کهن که مهر تاییدی بر قدمت این منطقه از ایران زده است. البته باران محرومیت از سیما و منظر شهری‌اش می‌بارد. به شهر که وارد می‌شویم، سراغ مسیر گنبد را می گیریم. هر قدر که نزدیک می‌شویم، عظمت این بنای تاریخی برای ما بیشتر روشن می‌شود.

7 قرن ایستایی آجری!
گنبد سلطانیه بزرگ‌ترین گنبد آجری جهان و مقبره‌ الجایتو، یکی از آثار برجای مانده از معماری دوره ایلخانی است؛ بنایی که تحول معماری دوران گذار از سلجوقی به ایلخانه را به خوبی نشان می‌دهد.

ماجرای ساخته شدن این میراث فاخر هم به زمان حمله مغول به ایران و حکومت ایلخانان بازمی‌گردد. چمن‌زارهای مرغوب سلطانیه باب طبع مغول‌ها بود و دشت «شرویاز» یادآور سرزمینشان! اسم این دشت سرسبز را « قونقور اولانگ» به معنی «چمنزار یا شکارگاه عقاب» گذاشتند؛اما الجایتو برنامه‌های بهتری برای این دشت زیبا داشت. او که پس از مسلمان و شیعه شدن، نامش را به «سلطان محمدخدابنده» تغییر داده بود، صنعتگران و مهندسانی را از سراسر امپراطوری به سلطانیه فراخواند تا عمارت‌هایی را در قالب برنامه مفصل ساخت پایتخت در این محل بسازند و گل سرسبد آنها هم بنایی بود که طی 10 سال ساخته شد و هنوز بعد از 7 قرن زیبا و اعجاب‌انگیز است.

گنبد سلطانیه در سال 84 به عنوان هشتمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. الجایتو در طول دوران ولیعهدی‌اش در خراسان، «گنبد سلطان سنجر» در مرو را دید و آن را الگوی ساخت این گنبد در دیار سلطانیه قرار داد. از آن به بعد این بنا منبع الهام بناهای مختلفی در ایران و جهان قرار گرفت؛ از جمله گنبد کلیسای سانتاماریا دلفیوره (مریم مقدس) در فلورانس ایتالیا که صد سال جوان‌تر از گنبد سلطانیه است.

گنبد فیروزه‌ای در احاطه 8 مناره!
بنای هشت ضلعی با گنبد اناری شکل به قطر 25.5 متر، بزرگ ترین دهانه‌ای است که می‌شود با آجر و بدون زدن قالب اجرا کرد. بنابراین خیالتان راحت باشد که دارید بزرگ ترین گنبد آجری جهان را تماشا می‌کنید. از ضلع شمالی وارد حریم گنبد شوید، نزدیک تر که بروید، کاوش هایی را مشاهده می‌کنیم که حکایت از برگ دیگری از تاریخ در این نقطه از گنبد دارد.

اندکی مکث و معماری‌های محوطه بیرونی گنبد را نظاره می‌کنیم. تزیینات بنای گنبد سلطانیه در دو دوره انجام شده‌اند؛ کاشی‌های معرق و گچ‌بری‌ها مربوط به دوران سلطان محمدخدابنده هستند، ولی نقاشی‌های دیواری بعد از مرگ او اضافه شده‌اند. گنبد فیروزه‌ای سلطانیه را هشت مناره که در زمان ساخت، 18 متری بوده‌اند، دوره کرده‌اند.

گنبد سلطانیه در سال های نخستین ساخت خود چهار ورودی بزرگ و چهار ورودی کوچک داشت. به نظر می رسد ورودی های بزرگ برای مردان و ورودی های کوچک برای زنان ساخته شده است.

در زمان سلطان محمد خدابنده ورودی جنوبی گنبد به لحاظ ساخت تربت خانه به عنوان ورودی این بنای الحاقی استفاده می‌شد. هنوز وارد گنبد نشده ایم که ورودی آن ما را وادار به ایستادن می کند. کاشی کاری ها و گچ بری های درب بنای گنبد، زیبایی خاصی را به بنا بخشیده است.

ایوان های بزرگ و کوچک در طبقات و ارتباط گنبدخانه، تربت‌خانه و سرداب با هم و هماهنگ با قوس ها و طاق ها و نیز تزییناتی نظیر ترنج های بزرگ شبکه ای، گل های یاقوتی،کاشی کاری منقوش و کتیبه هایی به خط کوفی و نسبت هماهنگ، رنگ های درخشان و روغنی به بنای گنبد ظاهری یگانه بخشیده و سال هاست دوستداران فرهنگ و تاریخ و معماری، ایران را برای تماشا به این شهر می‌کشاند. از پله‌های طبقه اول بالا بروید و بالاتر در ایوان‌هایی رو به بیرون نمای تمامی از پایتخت مغول را تماشا کنید.

پایتختی در خاک
گنبد سلطانیه، اما فقط یکی از آثار برجای مانده از ارگ سلطنتی سلطانیه است. در ارگ که زمانی با خندقی به عرض 30 تا 40 متر احاطه شده بود، آرامگاه ایلخان مغول و مجموعه بناهای خیریه‌ای که قرار بوده ثواب خدماتش به شخص سلطان محمدخدابنده برسد، وجود دارند.

نامشان را ابواب البر (درهای بهشت) گذاشته بودند و از مدرسه، دارالشفا، دارالضیافه، دارالسیاده، خانقاه، دارالقرآن، دارالکتب، بیت القانون، دیوانخانه‌ای به نام کریاس، مسجد جامع و آرامگاه سلطنتی تشکیل شده بودند.

بررسی‌های باستان‌شناسی، مطالعه متن‌های تاریخی و شواهد عینی گویای این حقیقت هستند که شهر سلطانیه در اوایل قرن هشتم هجری قمری یکی از شهرهای بسیار مهم کشور بوده است؛ اما به دلایل سیاسی، فرهنگی، اقتصادی وجغرافیایی، پس از مرگ الجایتو و و ابوسعید بهادر، که همراه با فروپاشی پایه‌های حکومتی مغول در ایران بود، شهر سلطانیه نیز متروک و متلاشی شد. هم اکنون قسمت اعظم این شهر تاریخی که یک مجموعه معماری و سندی مهم از شهرسازی در دوران مغول است، در خاک مدفون شده است.

از آثار این شهر عظیم تنها سه بنای مجموعه تاریخی چلبی اوغلی، بقعه ملاحسن کاشانی و گنبد سلطانیه باقی مانده است.

بنای چلبی اوغلو
سلطانیه را که دیدید، سراغ بنای چلبی اوغلو را بگیرید. بنایی منسوب به مقبره سلطان چلبی که به احتمال نزدیک در قرن هشتم هجری قمری ساخته شده است.

بنا در جنوب غربی این شهر تاریخی، در مسیر عبوری «سلطانیه» به سمت «خدابنده» قرار گرفته است. فاصله این بنا با ارگ سلطانیه، 10 دقیقه پیاده‌روی است و آن را می‌توان به دو بخش خانقاه و مقبره تقسیم کرد.

کتیبه ای در قسمت ایوان جنوبی حک شده که حکایت از تاریخ دقیق بنا دارد و نشان می دهد بنا بین سال های 657 و 683 هجری قمری ساخته شده است. در سمت غرب بنا و غرب خانقاه 9 حجره به طور قرنیه و رو به روی هم قرار گرفته اند که بازدیدکنندگان را به تفکر وا می‌دارند!.

آرامگاه سلطان چلپی از نظر جایگیری گورها در آن، جالب توجه است و حلقه ذکر صوفیه را به شیوه‌ای دیگر تداعی می‌کند؛ طوری که درون آرامگاه به فضاهایی تقسیم شده که سلطان در وسط و مریدان او با توجه به درجه و مراتب شان در گرداگرد او دفن شده اند. بنای چلپی اوغلو روبه‌روی گنبد بزرگ سلطانیه و بقعه ملاحسن کاشی قرار گرفته و جالب اینکه از کنار هر یک از این سه بنا ، دو بنای دیگر قابل مشاهده هستند. عمارت نیمه سنگی در ضلع شمالی مقبره از معدود بناهای ایرانی اسلامی به سبک سنگ‌تراشان آسیای صغیر است.

پرسه در بازار تا مسجد چهلستون

هر قدر که در طول مسیر به زنجان نزدیک می‌شویم، خنکای آن روح و جان را جلای دیگری می دهد، به ورودی شهر که رسیدید، مستقیم سراغ بازار تاریخی شهر را بگیرید؛ قلب اقتصاد این شهر تاریخی در بافت قدیمی.

طولانی ترین بازار مسقف کشور940 باب مغازه و 50 نوع شغل تولیدی، صادراتی و حتی خدماتی توسط 3200 مغازه دار در گردش است.

از ورودی اصلی وارد بازار دو کیلومتری شهر زنجان شوید. در راسته بازار میوه فروشان وارد دنیای رنگارنگ میوه ها می شویم که در فصل داغ تابستان چشم را نوازش می دهد. در بدو شروع بازار از سمت شرق، دو راسته به موازات یکدیگر شکل می‌گیرند که هر یک به سراهای مختلفی مرتبط می شوند.

این دو راسته، راسته امامزاده و راسته عبدالعلی بیک نام دارند. راسته اصلی بازار زنجان از خیابان سعدی شروع شده و پس از قطع آن توسط خیابان فردوسی در خیابان اصغریه خاتمه می یابد.

بررسی متون تاریخی و معماری نشان می دهد، بازار زنجان در دوره آقا محمد خان قاجار ساخته شده و در زمان فتحعلی شاه کامل شده است. در گذر زمان کاروانسراها، گرمابه ها، مسجدها و راسته ها در اطراف آن شکل گرفت و در زمان سلطنت محمدعلی شاه قاجار به مجموعه کاملی تبدیل شده است.

در این بازار تعداد سراها از کاروانسراها سبقت گرفته، هر چند نقش سراها شباهت بیشتری نسبت به کاروانسراها دارد، اما بیشتر سراها سرپوشیده‌اند. امروزه نیز بیشتر سراها در این بازار محل معاملات تجاری، خرید و فروش کالا به خصوص چای و توتون و قند و شکر و برنج است.

بازار بالا محلی برای عرضه کالا و خدمات جنبی و وابسته از راسته زرگرها، بزازها، کفاش ها،سراج ها، کلاه دوزها، صندوق سازها، رنگرزها، میوه فروش ها و جگرپزها تشکیل شده که در گذر زمان برخی از آنها به ورطه فراموشی رفته است.

ادامه بازار بالا به بازار پایین می رسد که داد و ستد محصولات و کالاهای محلی رونق دیگری دارد. فروش محصولات بومی و روستایی در این بخش بازار داغ است و بهانه ای برای اجتماع پررنگ است.

مساجدی همچون مسجد تاریخی جامع، چهلستون، آقا سید فتح الله، حجت الاسلام و میرزا قائمی موجب شده تا بازار محل مناسبی برای برخورد آراء و افکار اجتماعی مردم باشد و جدای از این در حفظ آداب و سنن ملی و مذهبی نقش تعیین کننده ای داشته باشد.

بقعه دو طبقه
در جنوب شهر زنجان، بعد از ارگ سلطنتی، دو کیلومتر رد جاده آسفالته را بگیرید تا به «بقعه ملاحسن کاشی» برسید. راهنما تاریخ ساخت این بنا را قرن دهم هجری قمری اعلام می کند و کاشی‌های داخل بقعه هم تاریخ 973 هجری قمری را نشان می‌دهند؛ یعنی درست اواخر سلطنت سلطان شاه تهماسب. بقعه، دو طبقه است و از بیرون طرح هشت ضلعی آن به چشم می‌آید که در نمای داخلی مربعی شکل است.

مقرنس‌کاری گچی داخل بنا زیبایی خاصی به محیط بخشیده که تاریخ می گوید، در دوره فتحعلی شاه قاجار توسط حاکم وقت زنجان ساخته شده است. بر سر کاشانی یا شیرازی بودن ملاحسن حرف و حدیث زیاد است، اما به هر حال او شاعر صاحب نام قرن هشتم محسوب می‌شود. از همه جالب‌تر، گنبد سه پوسته مقبره است که نمونه‌اش به ندرت در کشور پیدا می‌شود. دو پوسته با تزیینات زیبا در داخل و خارج گنبد توجه گردشگران هنر دوست را جلب می‌کنند و یک پوسته در وسط و ناپیداست.

شاهکارهای معماری صخره‌ای
جلوه ای دیگر از تاریخ در 15 کیلومتری جنوب شهر سلطانیه در روستای تاریخی « ویر» نهفته است.

«معبد داش کسن» که از دوران ساسانی و ایلخانی به یادگار مانده دیدنی است. این معبد نام آشنا، مشتمل بر مجموعه سه غار نسبتاً عمیق است که در دل کوه به طور هنرمندانه ایجاد و بر دیواره های آن نقوشی کنده کاری دیده می شود.

دو تصویر اژدها در مقابل یکدیگر به شکل قرنیه حک شده اند.در طرفین این نقش‌ها، محراب‌های نقش‌داری با طرح های اسلیمی، گل بوته و مقرنس‌های سنگی کنده کاری برای بازدیدکنندگان جالب توجه هستند. معبد داش کسن نخست در دوره ساسانیان، ساخته شد.

داش کسن نیایشگاه آیین مهر پرستی در ایران بوده که از این دوره آثار مشخصی بر جای مانده است. دوره دوم که نقش های اژدها، برگ مو، پیچک و طرح های اسلیمی به دوره ایلخانیان تعلق دارد که هنرمندان چینی به فرمان الجایتو حک کرده اند. در دوره دوم به صورت معبد بودایی و آرامگاه حکام مغول درآمده است.

داش کسن از لحاظ نقشه و خطوط تزیینی از با ارزش‌ترین نمونه‌های معماری صخره‌ای در طول تاریخ معماری ایران زمین است و نقوشی از هنر چین و ایران را در تن دارد. با دیدن این اثر تاریخی اولین مسیر گردشگری ما خاتمه می یابد تا با کوله باری از تجربه و اطلاعات درباره این شهر تاریخی رهسپار زنجان در 25 کیلومتری این شهر شویم.

از زنجان دست خالی نروید هم چارق هست هم چاقو!
وقتی گشت و گذار در بازار تاریخی شهر زنجان بعد از ساعت ها تمام شد، راهی موزه رختشویخانه شوید. اگر از صنایع دستی زنجان همچون چارق و ملیله در بازارچه عالی قاپو قیصریه سوغاتی نخریدید و حتی ظروف مسی انتهای راسته میوه فروشان هم چشمتان را نگرفته‌اند، تا در طول راه تا موزه رختشویخانه به مغازه‌های مختلف چاقوفروشی نگاهی بیندازید. چاقو هنر دستی نام آشنای شهر زنجان است و به نوعی برند این هنردستی کشور با نام زنجان گره خورده است.

عمارت قاجاری برای مردان نمکی

بعد از موزه رختشویخانه، «عمارت ذوالفقاری» با مردان نمکی قرار دارد. عمارتی که معماری آن مربوط به دوره قاجاریه است و در نوع خود برای بازدیدکنندگان زیبایی خاصی دارد.

وجود موزه مردان نمکی موجب شده تا گردشگران بیشتری از آن بازدید کنند. در پاییز 1383 معدنکاران در حین کار با بولدوزر در معدن چهرآباد 75 کیلومتری غرب زنجان با بقایای اسکلت انسانی مواجه شدند که تا حد زیادی متلاشی شده بود. با جست وجوی معدنکاران در میان خاک ها علاوه بر جمع‌آوری قسمت‌هایی از بقایای انسانی تکه ‌تکه شده، شماری اشیا به دست آمد که توسط بهره‌بردار به میراث فرهنگی استان منتقل شد.

کاوش ها درباره این اجساد نمکی ادامه پیدا کرد تا اینکه بررسی‌ها سرگذشت زندگی دوران های گذشته را نمایان کرد. اکنون بعضی از این مردان نمکی در عمارت ذوالفقاری نگه داری می شوند. عمارت دارایی یا موزه صنایع دستی در روبه‌روی عمارت ذوالفقاری قرار گرفته است. در طبقه همکف این موزه کارگاه های مختلف آموزش گلیم و جاجیم بافی، قلم زنی، چارق دوزی دایر است و در طبقات فوقانی نیز انواع صنایع دستی در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفته است.

دست‌دوخته‌ها در موزه رختشویخانه
رختشویخانه جزو موزه های خاص در کشور در بافت تاریخی زنجان خیابان سعدی قرار دارد؛ جایی که در سال 1345 هجری قمری توسط مرحوم علی اکبر خان توفیقی اولین شهردار وقت زنجان برای تامین امنیت و آسایش برای زنان شهر در یک محیط سرپوشیده و در زمینی که آب‌های سطحی در آن جمع می‌شد، برای شست و شو ساخته شد.

آب این محیط در گذشته از قنات «قلعچه حاجی میربهاء الدین» تامین می شد. فضاهای این مجموعه را می توان به دو بخش مدیریت رختشویخانه شامل حیاط و قسمت مسکونی و فضای اصلی شست و شوی رخت تقسیم کرد.

وقتی وارد بنا می‌شوید یک راهروی بزرگ توجهتان را جلب می‌کند. حوضچه اول آب نوشیدنی، حوضچه‌های دوم و سوم برای شست و شوی میوه و سبزی و حوضچه آخر برای شستن فرش و گلیم استفاده می‌شده است. ستون‌های سه متری سنگی که از معادن سنگ روستای اژدهاتو آورده شده‌اند هم جزو دیدنی‌های این بنا هستند.

رختشویخانه تا دهه 40 کارکرد اصلی‌اش را حفظ کرد، اما بعد از آن به در فهرست آثار ملی ثبت و به موزه تبدیل شد. بخشی از این موزه برای آموزش هنرجویان به کارگاه چارق دوزی اختصاص یافته که استاد مردعلی حیدری، قدیمی ترین چارق دوز حال حاضر شهر با به نمایش گذاشتن بزرگ ترین چارق دنیا و سایر دست دوخته هایش بازدیدکنندگان را مجذوب هنردستی خود کرده است.

ماهنشان؛ شهر قلعه‌های تاریخی
بعد از توقف در این شهر به مسیر خودمان این بار از سمت جاده بیجار ادامه می‌دهیم تا رهسپار شهر نام ها و نشان ها شویم. «ماهنشان». اما تاریخ این شهر دوران هخامنشی را در دل خود جای داده است. 113 کیلومتر در غرب زنجان شهر صخره‌ها، قلعه‌ها، معادن، حیات وحش، جاذبه‌های طبیعی و کوه‌های رنگی قرار داد. «ماد نشان» که به علت قدمت زیاد و پیدا شدن آثاری از زندگی قوم ماد در این دیار این نام را به خود گرفته بود، به مرور زمان «ماه نشان» نام گرفت. وجود انگور زیاد در این دیار باعث شده بود که روزگاری به نام «می‌نوشان» هم معروف شود. یافته هایی که از غار تاریخی «گلیجک» در 37 کیلومتری محدوده ماهنشان به دست آمده دوران پیش از تاریخ را حکایت دارد.

وجود آثار باستانی و قدیمی «ستی قلعه» که به دوره ساسانیان برمی‌گردد، مهر تاییدی بر قدمت زندگی در این دیار است. چشمه آب گرم «ميانج» و «حلب» دهستان انگوران و چشمه آب معدني « نيگجه» كه در روستايي به همين نام واقع شده از مناطق مهم آب درماني منطقه است که هر ساله در ماه های خرداد و تير مسافران زیادی به این دیار پا می گذارند.

زيباترين جاذبه هاي طبيعي ماه نشان درياچه طبیعی زيباي «پري» است كه با چشم‌انداز بسيار زيبا در ميان يك دشت وسيع گسترده شده است. در طول مسیر کوه های رنگارنگ چشم نوازی می کنند که در گذر زمان بر اثر فرسایش خاک و وجود مواد معدنی غنی در منطقه، زیبایی خاصی به مسیر بخشیده است و حتی برای توقف چند دقیقه ای هم که شده عکس گرفتن در کنار این جاذبه ها را تجربه کردیم.

در برخی مسیرها هم قلعه‌های زیادی دیده می شوند. در این دیار 20 قلعه وجود دارد. قلعه شگفت انگیز «بهستان» یا «کهن دژ» ماهنشان که زمانی پناهگاه امن مردمان این دیار از گزند دشمنان بود، به نوعی سند محکمی بر تاریخ منطقه است. برخی از باستان شناسان اعتقاد دارند؛ قدمت این دژ به دوره هخامنشیان بر می‌گردد.

این دژ به شماره ۱۴۵۸ به نام قلعه بهستان در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده؛ ولی این روزها چندان حال و روز خوشی ندارد. اتاق‌ها، دالان‌ها و راه‌پله‌ها فضای کلی قلعه را تشکیل داده اند که گاه دارای سقفی تیز‌دار و دارای محل‌هایی به شکل مثلث یا مدور روی دیوارها برای قرار گرفتن پیه‌سوز بوده‌است.

این دژ دارای راه‌پله‌های زیگزاگی در ضلع‌های غربی و شرقی است که روزگاری از پایینی‌ترین قسمت ضلع شمالی آن شروع می‌شده و این روزها جز ویرانه‌ای تحمیل شده بر هسته اصلی قلعه به چیز دیگری شبیه نیست.

فرسایش طبقات زیرین آن موجب شده تا عبور و مرور در این مسیر خطرناک و تقریبا ناممکن باشد.

راه‌پله‌های ضلع شمال غربی قلعه به عنوان یکی از مناطق دست نخورده و سالم دژ بهستان است که بالای این پله‌ها، اتاقی به شکل طاق محراب‌های مسجد دوران اسلامی تزیین شده متعلق به دوره اسلامی وجود دارد و راه‌پله‌های زیاد با عرض یک متر نیز برگرفته از این سبک معماری است.

تخریب موجب شده تا با عملیات کوهنوردی بر بالای قلعه با تخته سنگ های عظیم مسطح آن پا گذاشت.

برخی، پیشینه این دژ را به دوره مادها نسبت می‌دهند. مادها از طریق کناره‌های رودخانه قزل اوزن وارد فلات ایران شدند و در روستاهایی همچون مادآباد در ۱۵ کیلومتری شهر ماه‌نشان مستقر شدند و وجود قلعه‌های دفاعی همچون قلعه بهستان در ۱۲ کیلومتری ماه‌نشان معماری زیبا و هنرمندانه‌ای را به تصویر کشیده است.

46

دلایل ازدواج‌نکردن جوانان؛ بی‌اخلاقی، مسئولیت‌ناپذیری و فضای‌مجازی/ سیاوشی: دختران حاضر به ازدواج نیستند

 وقتی خانمی تحصیل می کند و شاغل می‌شود و درآمد کسب می‌کند معمولا نمی‌تواند مردی را در کنار خود بپذیرد که از نظر درآمدی پایین‌تر از خودش باشد. یا اگر بپذیرد نقش همسری ندارند، بیشتر زن نقش مادر را برای شوهرش ایفا می‌کند.

از این بُعد بله چنین هست. نظام جمهوری اسلامی ایران نظامی برگرفته از مبانی اسلامی است نه نظامی مبتنی بر آموزه‌های نظام کمونیستی اما نمی‌دانم چرا معیارهای مردم جنس اقتصادی پیدا کرده است. اما زنان به مردانی احتیاج دارند که بتوانند پشتوانه آنها باشند و از آنها حمایت مالی کنند. اما زن امروز متفاوت از زنان دیروز است.

معیار ازدواج جوانان امروز چه تفاوت‌هایی با معیار مادران و پدران آنان دارد و تا چه اندازه در ازدواجشان موفق هستند؟

معیار جوانان به ویژه دختران امروزی برای ازدواج تفاوت معناداری با معیارهای نسل قبل پیدا کرده است. دختر امروز حاضر به ازدواج با هر شیوه و شرایطی نیست. دختران امروز خود باید شریک زندگی خود را پیدا کرده و حتی تجربیات مشترکی با آنها داشته باشند و اکثر آنان پای مسؤولیتی که به این شکل بر عهده گرفته اند می ایستند و البته این شیوه ازدواج در هیچ آماری ثبت نمی شود که بعدا مورد استناد قرار بگیرد. به نظر بنده چارچوب‌ها و معیارهای نظام آماری ازدواج باید توسط دستگاه‌های مسئول تغییر کند تا بتوان این آمار را هم ثبت و ضبط کرد.

به نظر شما چه عامل یا عللی باعث تغییرات بنیادین در معیارها و الگوهای ازدواج جوانان شده است؟

فضای مجازی فرصتی را برای جوانان به وجود آورد که صرف نظر از روستایی و شهری بودن آنان شرایط جدیدی غیر از شرایط و ضوابط سنتی ازدواج را تجربه کنند و البته امکان منع کردن جوانان از حرکت بر اساس معیارهای جدید آشنایی و ازدواج، وجود ندارد؛ چه آنکه هرگاه این گونه رفتار شده است، جامعه راه‌های جدیدی را برای خروج از محدودیت‌ها و منع‌ها پیدا کرده است.

فضای مجازی، فرصت‌های فراوانی را برای آشنا شدن، تبادل اطلاعات و ارائه آموزش‌های مختلف در اختیار جوانان گذاشته است به عبارت روشن‌تر فضای مجازی کارکرد آموزشی و پرورشی که در گذشته بر عهده دولت و خانواده‌ها بود را بر عهده گرفته و با عملکرد ضعیفی که این دو نهاد اصلی داشته‌اند توانسته جایگزین آنها شود. البته یکی دیگر از علت‌های شیوع این شیوه ازدواج، مخالفت با سپردن کار به تشکل‌های مردم نهاد فعال در این حوزه بود. این تشکل‌ها به دلیل عدم اقبال مراجع رسمی نتوانستند نقش رابط بین جامعه سنتی و مدرنیسم را به خصوص در مقوله ازدواج، ایفا کنند.

در کشورهای توسعه یافته روابط دختر و پسر از دوره ابتدایی به بچه‌ها آموزش داده می شود. تکرار می‌کنم موکول کردن این آموزشها به دوره دانشگاه درست نیست و دیر است اما متاسفانه مسؤولان نظام آموزش کشور تازه یادشان می‌افتد که در دانشگاه باید روابط جوانان آموزش داده شود.

آمار پسران مجرد ما بیشتر از دختران مجرد است. علت ازدواج نکردن جوانان چیست و چرا پسران ما تمایلی به قبول مسؤولیت ندارند؟

دقیقا همین موضوع مسئولیت‌پذیری است. این مسئله بیشتر در کلانشهرها دیده می شود. اگر از دلایل غیراخلاقی بی رغبتی جوانان برای ازدواج چشم پوشی کنیم باید گفت مباحثی وجود دارد که مربوط به حوزه «مسؤولیت پذیری» آنان می شود که در نهایت ازدواج را برای آنان «خطیر و دشوار» می کند. این مسئله به حدی سخت و دشوار دیده می شود که جرات نمی‌کنند وارد آن شوند.

جوانان به ویژه پسرها نسبت به پدرانشان از نداشتن چه چیزی رنج می برند که حاضر به قبول مسؤولیت‌هایی مثل مسؤولیت ازدواج نیستند؟

پاسخ: پاسخ به این سوال نیازمند اظهارنظر کارشناسان علوم مختلف است، اما به نظر بنده بخش قابل توجهی از این مسئله به نقصان نظام آموزشی کشور مربوط می‌شود و البته خانواده ها نیز بستر آموزش و پرورش فرزندانشان را همچون قدیم به وجود نیاورده اند. حاکمیت باید برای وضعیتی که بر نظام آموزشی کشور حاکم است در راهبردهایش توجه کند.

از سویی حضور جوانان در گروه‌های همسان تاثیر بسزایی در طرح مسائل، مشکلات و نیازهای آنان دارد. والدین این جوانان در فرصت‌ها و موقعیت‌هایی که جامعه سنتی در گذشته برایشان به وجود آورد، آموزش دیده و تربیت شدند. متاسفانه فرصت تبادل نظرات و دیدگاه‌ها، خواسته و نیازها و مشکلات برای جوانان در گروه‌های هم سن و سال به وجود نیامده است ولی از آنان می‌خواهیم ازدواج کنند در حالی که هنوز از نظر اجتماعی نیاموخته‌اند با جنس مخالف چه ارتباطی داشته باشند و در یک رابطه حقوق طرفین چیست؟ به همین دلیل است که با جوانانی روبرو می‌شویم که به یک باره و کاملا احساسی تصمیم به ازدواج می‌گیرند یا یک دفعه تصمیم می‌گیرند سر کار نروند.

برای فرزندان این والدین نیز فضای مجازی و دانشگاه به وجود آمد و دسترسی به اطلاعات برایشان در کسری از ثانیه امکان پذیر شد و این جوانان مرتبا شرایط خود را با شرایط جوانان در کشورهای توسعه یافته مقایسه می‌کنند و شرایط جدیدی را تجربه می‌کنند به بیان روشن‌تر فضای قرن بیست و یکم با فضای قرن بیستم کاملا متفاوت است و اصلا نمی‌توان جوانان را سرزنش کرد که چرا همانند پدرانشان نشده‌اند.

چقدر خانواده‌ها، صدا و سیما و نظام آموزشی کشور در آگاهی بخشی در زمینه ازدواج به جوانان موثر هستند؟

حال فرهنگ عمومی جامعه امروز ایران، خوب نیست. خانواده‌ها نتوانسته‌اند وظایف و کارکرد سنتی و کارکرد جدید خود را به درستی ایفا کنند. دولت و وزارتخانه‌های آموزش و پرورش و وزارت علوم نیز نتواستند وظایف آموزشی و پرورشی خود را به درستی انجام دهند. رسانه ملی وظیفه بسیار بزرگی دارد. ود. تیزرهای آموزشی کوتاه بسیار موثر هستند و با بودجه کم می توان تهیه کرد و بسیار می‌تواند راهگشا باشد. سرعت و حجم اطلاعات در فضای مجازی و حجم دگرگونی‌ها در این عرصه به حدی بالاست که جوانان فرصت و حوصله گوش کردن به صحبتهای طولانی را ندارند در چنین وضعیتی شبکه های ماهواره‌ای و فضای مجازی وظیفه آگاهی بخشی و تربیت جوانانمان را انجام می‌دهند.

 

۲۳۴۷

انتقادات تند بازیگر زن از وضع به‌هم ریخته سینما/ تازه‌واردها به دنبال زیبایی هستند

هما خاکپاش بازیگر تلویزیون و سینما درباره فعالیت های خود گفت: پیشنهادات برای بازی داده می شود اما می گویند پول نمی دهیم، وقتی فیلم تولید و اکران شد و فروش کرد پول شما پرداخت می شود. می گویند پیش قسط، سرویس دهی و غذا نداریم.

وی در همین راستا افزود: وضعیت سینما بسیار به هم ریخته است. اگر پای تلویزیون بنشینیم و در این نوع آثار سینمایی کار نکنیم بهتر است. وقت بگذاریم، کار کنیم پیش قسط ندهند، سرویس ندارند، غذا یک وعده دهند، تازه زمانی که فیلم در اکران فروش کرد پول ما پرداخت نشود. درچنین شرایطی بنده کار نمی کنم.

این بازیگر درباره وضعیت تئاتر نیز اظهار کرد: در تئاتر سه ماه تمرین می کنید آن وقت به بازبینی که می رسد تایید نمی شود و زحمات گروه از بین می رود. پیشنهادات زیادی به من در تئاتر می شود اما به دردسرش نمی ارزد. بیکاری بسیار سخت است آن هم ما که همیشه روی آنتن و بر پرده اکران بودیم اما در حال حاضر 4 سال است کار سینمایی ندارم در حالی که در گذشته بنده سالی 2 فیلم سینمایی روی پرده اکران داشتم.

خاکپاش در ادامه تصریح کرد: وضعیت در سینما افتضاح و قوانین نیز از بین رفته است. اگر پول و پارتی داشته باشید تهیه کننده به شما بهترین نقش را می دهد و دائم جلوی دوربین بازی خواهید کرد. مثل خیلی از افرادی که در حال حاضر به شکل دائم جلوی دوربین بازی می کنند و دوست و آشنای خود را در آثار به کار می گیرند.

وی درباره پیشکسوتان عرصه بازیگری و برخوردهای فعلی در رابطه با آنها برای بازی توضیح داد: برای بازیگرانی مثل من که قدیمی هستند مجبورند که قرارداد ببندند اما پای قرارداد که می رسد کلا با شرایط عجیبی اعم از ندادن پول، پیش قسط، شرط فروش در اکران برای پرداخت دستمزد و کسر مالیات در قرارداد روبه رو می شویم، در حالی که قانونی شده است که هنرمندان مالیات ندهند.

بازیگر “این خانه دور است” با اشاره به برخی افرادی که برای بازی به جای گریم زیبا شدن را مدنظر دارند بیان کرد: این موضوع برای تازه کارها صدق می کند. هنرمندانی مثل من یا گوهر خیراندیش که سال های طولانی در این عرصه زمان گذاشته ایم می دانیم که اگر نقش یک زن معتاد یا فقیر را قرار است بازی کنیم باید گریم شویم و به دنبال زیبایی نباشیم. بازیگری که پیشکسوت است هیچ وقت به دنبال این مسائل نیست.

خاکپاش خاطرنشان کرد: من را در “شاخه طوبی” با گریم به پیرزنی 70 ساله تبدیل کردند و صدایم درنیامد، باید مثل یک پیرزن راه می رفتم چون نقش و شخصیتم این گونه بود. متاسفانه تازه واردها به دنبال زیبایی هستند و فکر می کنند از این طریق چهره و معروف می شوند.

57241

 

 

رنج صنعت خودرو از بیماری مزمن دخالت دولتی

فربد زاوه در گفت‌وگو با خبرگزاری
خبرآنلاین اظهار داشت: صنعت خودرو در ایران از بیماری مزمن دخالت دولتی به شدت
رنج می‌برد. این رویه مدیریتی و تلاش بر حفظ آن، مهم‌ترین عامل عدم رشد و توسعه واقعی و پایدار است.

وی افزود: وقتی بنا نیست حیات و
سودآوری در فضای رقابتی بازار تعیین تکلیف شود و می‌شود با کمک فشارهای دولتی به
بهانه مفاهیمی مانند خودکفایی و اشتغال و ارزبری، شرایط را به گونه‌ای تغییر داد
که به ظاهر صنعت سودآور باشد و نیازی به دینامیک بودن مجموعه‌ها و حرکت در راستای
توسعه واقعی و توجه به فرایندهای تحقیق و توسعه و نوآوری و تداوم سرمایه گذاری وجود
نخواهد داشت.

این کارشناس صنعت خودرو عنوان کرد:
در این مدل مدیریتی تنها لازم است مدیریان ارشد دولتی، با آمار و ارقامی که ممکن
است با واقعیات هم فاصله قابل توجه‌ای داشته باشند، راضی شوند و نقش مصرف‌کننده و
مشتری در آن ناچیز است.

زاوه متذکر شد: بر این اساس، در
گذر زمان، فاصله صنعت با وضعیت روز آن در دنیای خارج آن‌قدر زیاد می‌شود که دیگر
چاره‌ای جز بستن کامل بازار و ممنوعیت واردات و رقابت و یا افزایش شدید تعرفه
کالای ورودی باقی نمی‌ماند. روندی که سال‌هاست شاهد آن هستیم.

 

35225

با ۵۰ میلیون تومان چه خودرو‌هایی می‌توان خرید؟

 با مبلغ ۵۰ میلیون تومان امکان خرید خودرو‌هایی مانند برلیانس h۳۲۰‏‏، سیتروئن ، ‏جک جی ۵‏، جیلی امگرند ۷ ‏و موارد مشابه را خریداری کنید.

برخی از این خودرو‌ها به شرح زیر است: 

 

 

3535