هشت شاکی فعلاً در شانه خاکی!

روزنامه خبرورزشی نوشت: باشگاه استقلال در روز‌های اخیر به هر نحوی دنبال سانسور کردن اخبار مربوط به حضور مجتبی جباری در تمرین این تیم بود. حتی پس از لو رفتن خبر دیدارش با شفر به نوعی درصدد برآمد تا این دیدار را یک‌سویه از طرف بازیکن فصل پیش این باشگاه و دیدار عادی با شفر در حین دیدار دوستانه استقلال با تیم آکادمی اش جلوه بدهد! اما جباری در اولین گام همه چیز را «لو» داد. مرد رُک و صریح باشگاه استقلال در سال‌های اخیر که بار‌ها ثابت کرده از بیان حقایق ابایی نداشته و بدون واهمه از هر پیامدی، آن‌چه خواسته را بر زبان آورده این بار هم بدون ملاحظه‌کاری و حتی پس از تماس مسئولان باشگاه، حرف حق را به رسانه‌ها منتقل کرد و گفت: شفر از او خواسته بود به دیدارش برود.

اینکه جباری در یکی، دو جلسه دیداری که با شفر در خانه خودش و در هتل المپیک داشته چه موضوعی بین آن‌ها رد و بدل شده که سرمربی باتجربه آلمانی تا این حد شیفته همکاری با او شده است را باید از خود شفر پرسید. اینکه شفر در اوج دعوای سال گذشته افتخاری و توفیقی (مدیران برکنار شده قبلی باشگاه در فصل گذشته) به خانه مجتبی رفت و با او دیداری بی‌پرده بدون حضور مسئولان باشگاه داشت هم بیانگر همین موضوع بود. این بار هم شفر مشخصاً دوست داشته با جباری همکاری کند ولی قطعاً باشگاه رغبتی به این کار نشان نمی‌دهد.

اما دلیل مدیران باشگاه استقلال از اینکه فعلاً هشت شاکی را در شانه خاکی باشگاه نگه داشته و او را به مسیر اصلی راه نمی‌دهند چیست؟

اعضای کمیته فنی که تقریباً همه آن‌ها به نوعی سابقه همکاری با مجتبی جباری را دارند با شناختی که از این بازیکن دارند رأی فتحی را زده‌اند. پرویز مظلومی، بهتاش فریبا، امیدرضا روانخواه و بقیه همگی به عینه شاهد یاغی‌گری‌های این بازیکن در تیم بوده‌اند. اتفاقاتی که هر یک باعث بروز جار و جنجال در تیم شده و حتی در دوران سرمربی‌گری پرویز مظلومی سابقه تعطیل کردن تمرین از سوی مجتبی جباری هم وجود دارد! از این رو مهمترین دلیل کمیته فنی استقلال این است که جباری نباشد تا در کوران اتفاقات مختلف باشگاه که با آن دست به گریبان است این مورد قوز بالای قوز نشود.

به زعم مدیران استقلال بازیکنی که به لحاظ شخصیتی دوست دارد در شرایطی با بالاترین استاندارد‌های جهانی تیمش را تمرین بدهد و اتفاقاً در همین ارتباط با افتخاری هم به مشکل برخورده بود در این وضعیت هرچه از باشگاه دورتر باشد برای تیم بهتر است.

دلیل دیگر کمیته فنی که البته از نظر اهمیت در درجه بسیار کمتری نسبت به دلیل اصلی قرار دارد، نداشتن مدرک مربی‌گری است. البته این موضوع از سوی کمیته فنی استقلال به عنوان اصلی‌ترین دلیل برای دور ماندن جباری از رسیدن به نیمکت استقلال مطرح می‌شود در حالی که دوری از دردسر اصل ماجراست!

کمیته فنی حالا باید قید اضافه کردن مربی ایرانی به کادر شفر را بزند، چون مرد آلمانی گفته بود فقط جباری را می‌خواهد و حالا با فتحی سازش کرده نه جباری به کادرش اضافه شود و نه هیچ مربی ایرانی دیگری…

43503

ماجرای استوری‌های عجیب بازیکنان تیم ملی چیست؟

روزنامه خبرورزشی نوشت: بعد از اینکه محمدامین اسدی با یک استوری عجیب و غریب از تیم امید اخراج شد، هفته گذشته این اتفاق برای محمد آقاجانپور دیگر بازیکن این تیم افتاد. محمد آقاجانپور با توضیحاتی کادر فنی تیم را قانع کرد و از اردو کنار گذاشته نشد، کاری که اسدی نتوانست انجام دهد.

آقاجانپور گرچه توضیح داد که این پیج متعلق به او نیست و سعی کرد خودش را تبرئه کند، اما برخی مستندات باعث می‌شود این ادعا قابل اثبات نباشد و این‎طور نتیجه‌گیری شود که این بازیکن اتفاقاً شخصاً استوری گذاشته و خودش و تیم را این‌گونه وارد حاشیه کرده است.

اما سؤال مهمی این وسط ایجاد می‌شود: چطور می‌شود بازیکنان تیم یک اشتباه را دوبار تکرار کنند؟ آیا نباید برخوردی محکم‌تر از چیزی که با اسدی شد انجام می‌گرفت تا زهر چشمی برای بقیه باشد؟ نه… پس قطعاً انگیزه عجیب و غریبی پشت این سلسله استوری‌های عجیب است.

در این باره خبر‌های خوبی از اردوگاه تیم امید به گوش نمی‌رسد؛ اینکه این جوانان سربه‌هوا و بازیگوش درگیر یک پروسه شرط‌بندی با یکدیگر شده‌اند و این شرط‌بندی روی استوری‌های اینستاگرام آن‌هاست. این قضیه وقتی شکل داغ‌تر و جدی‌تر به خود گرفت که بعد از قضیه اسدی، حالا ادامه این بازی دل شیر می‌خواست، دلی که اولین‌بار آقاجانپور از خودش نشان داد.

مدیر و کادر فنی تیم ملی امید، حتماً باید زودتر به این قضیه ورود کنند و این ماجرا را در نطفه خفه کنند، چراکه از بازیکنان جوانی مثل این امیدپوش‌ها اصلاً چیزی که شنیده شده بعید نیست و احتمالاً اگر جلوگیری نشود، آقاجانپور آخرین نفر نخواهد بود.

43503

توماس فریدمن در واکنش به قتل خاشقچی: نمی‌توان یک احمق را اصلاح کرد!

 

 

«من سه فکر درباره ماجرای جمال خاشقجی دارم:

اول، نمی‌توانم تصویر مردی را درک کنم که تنها می‌خواست شاهد اصلاحات در دولتش به شکلی فراگیر و شفاف باشد اما در گوشه تاریک کنسولگری عربستان در استانبول به دست یک تیم ترور ۱۵ نفره که گزارش شده اره برقی داشتند، کشته شد. بزدلی و انحراف اخلاقی در این عمل انزجارآور است.

دوم، من حتی برای لحظه‌ای باور نمی‌کنم که یک عملیات خودسرانه بوده و محمد بن سلمان، حاکم پرنفوذ عربستان هیچ اطلاعی از قبل درباره آن نداشته است. من نه به عنوان یک خبرنگار بلکه به عنوان یک شهروند آمریکا منزجر می‌شوم که رییس‌جمهوری کشورم و وزیر خارجه او طرف مقام‌های عربستانی را برای سرهم کردن یک داستان برای سرپوش گذاشتن می‌گیرند. تبعات بلندمدت این اتفاق برای هر خبرنگار یا هر منتقد سیاسی تبعیدی در هر جایی ترسناک است.

این منجر به یک نکته سوم برای من می‌شود: چطور آمریکا درباره متوازن کردن ارزش‌هایش با پیشبرد منافعش فکر می‌کند؟ بهترین جواب به این پرسش برای من بازگشت به گذشته است. من همیشه می‌دانستم که دستور کار اصلاحات محمد بن سلمان یک لقمه بزرگ‌تر از دهان اوست اما از موفقیت آن حمایت می‌کردم و در عین حال از دولت ترامپ خواستم تا یک خط قرمز دور طرف تاریک او بکشد؛ تنها به یک دلیل: این موضوع هیچ ربطی به شخصیت محمد بن سلمان ندارد.

من شخصا برایم مهم نیست که عربستان تحت رهبری محمد بن سلمان باشد یا هر کس دیگری. چیزی که بیشتر از همه درباره محمد بن سلمان نظر من را جلب کرد و بیشتر از هر چیز به من امید داد، وارد شدن او به جنگ ایدئولوژیک با تندروهای مذهبی کشورش بود. او علنا استدلال کرد که اسلام در ریشه‌هایش نسبت به مذاهب دیگر مدارا می‌کند و زنان را قدرتمند می‌سازد و از ایده‌های جدید استقبال می‌کند.

به نظر می‌رسید که او می‌خواهد اسلام بنیادگرای عربستان را با یک ملی‌گرایی عربستانی سکولارتر جانشین سازد؛ رویکردی که مطمئنا در عین حال ضدیت قدرتمندی با ایران و قطر داشت.

شاید همه این‌ها یک داستان جعلی برای سرپوش گذاشتن بر تصاحب قدرت و به دست آوردن حمایت غربی‌ها باشد اما بسیاری از عربستانی‌ها که من با آن‌ها صحبت کردم، فکر می‌کردند که این واقعی است و بیشتر از آن را می‌خواستند. در عین حال، درباره مسأله سمی‌ترین صادرات عربستان که بر آمریکا و کل جهان تأثیر گذاشته -افراط‌گرایی-، محمد بن سلمان کارهایی انجام داده و چیزهایی گفته که امید زیادی را به وجود آورده است اما اکنون دستان دولت محمد بن سلمان به خون جمال خاشقجی آلوده است. آیا ما همان‌طور که دونالد ترامپ کلیت آن را نادیده می‌گیرد، باید نسبت به آن بی‌اعتنا باشیم؟

بار دیگر باید پرسید که باید چه کنیم؟ من پاسخ ساده‌ای ندارم؛ کل قضیه پیچیده است. همه چیزی که من می‌دانم این است که ما باید راهی برای انتقاد کردن از محمد بن سلمان از بابت این اتفاق پیدا کنیم؛ بدون آن که به نظر برسد به کلیت مردم عربستان حمله کرده و قصد بی‌ثباتی این کشور را داریم. ما باید اطمینان حاصل کنیم که فرآیند اصلاحات مذهبی و اجتماعی در عربستان صرف نظر از این که چه کسی در رأس کار باشد، ادامه یابد زیرا این امر یکی از منافع حیاتی آمریکا را رقم می‌زند.

اما شما نمی‌توانید یک احمق را اصلاح کنید. زمانی که هم‌پیمان شما یک چنین کار احمقانه و انزجارآوری مثل اتفاقی که در استانبول افتاد، انجام می‌دهد، نمی‌توان به آسانی مساله را اصلاح کرد اما ترامپ باید این روند را با انتصاب سفیری در عربستان شروع کند. او هرگز چنین سفیری را نداشته است و این وضعیت خیلی چیزها را نشان می‌دهد

6060

 

جزئیات جنایت هولناک مرد بوکسور در شرق تهران که دو دختر خود را کشت!


سرهنگ کیوان ظهیری در این باره اظهار کرد: حوالی ساعت ۱۵ امروز مردی ۴۷ ساله به همراه برادرش به کلانتری ۱۳۲ نبرد مراجعه کرده و اعلام کرد که چهار نفر از اعضای خانواده‌اش را به قتل رسانده است.

وی با بیان این که بلافاصله رسیدگی به موضوع در دستور کار قرار گرفت، گفت: ماموران با اطمینان از صحت اظهارات این فرد به محل اعزام شده و با ورود به آپارتمانش در محدوده خیابان نبرد جنوبی با اجساد غرق در خون دو دختر جوان و یک پیرمرد و پیرزن مواجه شدند.

ظهیری با بیان این که بلافاصله موضوع به بازپرس کشیک قتل اطلاع داده شد، گفت: این فرد در اظهارات خود صراحتا به قتل اعضای خانواده‌اش به دلیل اختلاف خانوادگی با همسرش اعتراف کرد.

رییس پلیس پیشگیری تهران بزرگ با اشاره به اعترافات این فرد گفت: متهم که ۴۷ سال سن دارد، حوالی ساعت ۲۲ سه‌شنبه پس از خرید مقادیر زیادی شیر و موز به خانه خود مراجعه کرد. همسر او از حدود یک هفته قبل خانه را ترک کرده و به کرج رفته بود اما دو دختر ۱۹ و ۱۷ ساله و والدین همسرش در خانه حضور داشتند.

وی با بیان این که متهم اقدام به درست کردن شیرموز برای اعضای خانواده خود کرده و در آن داروی خواب‌آور ریخته بود، گفت: دو دختر و والدین همسرش متهم پس از نوشیدن شیرموز با حالت خواب‌آلودگی رو به رو شده و به همین دلیل دو دختر به اتاق خواب خود رفته و پیرمرد و پیرزن نیز در اتاق پذیرایی به خواب می‌روند.

ظهیری با بیان این که دقایقی بعد این مرد نقشه شوم خود را عملیاتی کرد، گفت: بنابر اعترافات متهم ، این مرد ابتدا به آشپزخانه رفته و کاردی ۴۰ سانتی‌متری را برداشته و سپس به اتاق خواب دخترانش رفته و سعی در خفه کردن دختر ۱۹ ساله‌اش که دانشجوی حقوق بوده کرده اما موفق نشده و به همین دلیل با چاقو گلوی دخترش را می‌برد.

رییس پلیس پیشگیری تهران بزرگ افزود: متهم که به ادعای خودش ۲۵ سال است که در رشته ورزشی بوکس فعالیت دارد، سپس بالای سر دختر ۱۷ ساله‌اش رفته و با ضربات مشت قصد کشتن او را داشته اما در ادامه اقدام به بریدن گلوی دختر دیگرش کرده و به اتاق پذیرایی می‌رود. در آنجا ابتدا پدر ۷۹ ساله همسرش را به همین شیوه به قتل می رساند و در حالی که مادر ۷۰ ساله همسرش از خواب بیدار شده بود با وارد کردن ضربات متعدد چاقو به شکم و گلوی این پیرزن او را نیز به قتل رسانده است.

ظهیری با بیان این که متهم پس از ارتکاب قتل در حوالی ساعت یک بامداد امروز از خانه خارج نمی‌شود، افزود: این فرد تا ساعت ۱۵ امروز در خانه بود و پس از آن با برادرش به کلانتری نبرد مراجعه کرده و پرده از راز این جنایت برداشت.

وی انگیزه متهم از ارتکاب جنایت را بر اساس اعترافات قاتل اختلاف خانوادگی با همسرش اعلام کرد و گفت: این فرد در اعترافات خود مدعی شد که پدر و مادر همسرش نقش زیادی در مشکلات خانوادگی آنها داشته‌اند و چون دلش نمی‌خواسته که دخترانش در آینده شبیه به مادرشان شوند، آنها را نیز به قتل رسانده است.

به گفته رییس پلیس پیشگیری تهران بزرگ، در حال حاضر متهم با دستور بازپرس ویژه قتل در بازداشت است و تحقیقات از وی ادامه دارد.

6060

 

سالروز پرتاب فضاپیمای "گالیله"

فضاپیمای آمریکایی بدون سرنشین “گالیله”(Galileo) در ۱۸ اکتبر سال ۱۹۸۹ توسط موشک “آتلانتیس”و از “پایگاه فضایی کندی مجتمع پرتاب ۳۹” با هدف مطالعه مشتری و قمرهایش به فضا پرتاب شد.

فضاپیمای گالیله توسط “آزمایشگاه پیش رانش جت” ناسا که مسئول پرتاب و کنترل ماموریت‌های بی‌سرنشین است، توسعه داده شد.

فضاپیمای گالیله در ۷ دسامبر ۱۹۹۵ به سیاره مشتری رسید و عکس‌هایی دقیق و با وضوح بالا از آن سیاره برای دانشمندان ارسال کرد.

در دسامبر سال ۱۹۹۵ میلادی فضاپیمای گالیله ناسا کاوشگری را به درون جو مشتری انداخت که برای اولین بار نمونه‌هایی را از جو مشتری آزمایش کرد. این کاوشگر پس از حدود یک ساعت سقوط و کاوش در جو مشتری بر اثر فشار لایه‌های جوی منهدم شد. پس از پرتاب کاوشگر، فضاپیمای گالیله چندین سال به بررسی و مطالعه مشتری و قمرهای آن پرداخت.

بخشی از ماموریت گالیله در مشتری، رها کردن یک کاوشگر در این سیاره بود. این کاوشگر برای نخستین بار موفق شد تا اندازه‌گیری‌های دقیقی از جو مشتری انجام بدهد. گالیله ۳۴ بار دور بزرگ‌ترین سیاره منظومه شمسی یعنی سیاره مشتری، چرخید و اکتشافات بزرگی انجام داد.

دانشمندان توسط عکسهای ارسالی گالیله دریافتند “یو” نزدیکترین قمر مشتری، کاملا فعال و آتشفشانی است.

پس از گذشت حدود ۱۴ سال از پرتاب گالیله، سوخت پیشران فضاپیما در حال تمام شدن بود و امکان ادامه کار گالیله وجود نداشت. بخاطر نبود سوخت، فضاپیما دیگر قادر نبود مسیر خودش را حفظ کند و نمی‌توانست آنتن فرستنده اطلاعاتش را به سمت زمین تنظیم کند. درنتیجه مرکز کنترل گالیله تصمیم گرفتند آخرین کار ممکن را انجام دهند و ماموریتی را که خیلی پیش از این کامل شده بود، خاتمه دهند. آخرین مرحله این ماموریت نابودی گالیله بود. گالیله در روز ۲۱ سپتامبر سال ۲۰۰۳ به اعماق اتمسفر مشتری شیرجه زد.به گفته ناسا، گالیله تا آخرین لحظات قبل از انهدام آن به ارسال تصویر به زمین ادامه داد.

فضاپیمای گالیله موفق به نفوذ در لایه خارجی گازی مشتری تا فشار ۲۲ برابر فشار زمین شد. فضاپیمای گالیله که تا به امروز سخت‌ترین تلاش برای ورود به جو سیاره‌ای را انجام داده‌ است دمایی دو برابر دمای سطح خورشید و نیرویی به اندازه ۲۳۰g یعنی ۲۳۰ برابر شتاب گرانشی در سطح زمین را هنگام نفوذ در مشتری تجربه کرده بود.

5656

 

راهبرد جدید آمریکا برای خارج کردن ایران از سوریه

در راهبرد جدید ارتش آمریکا مستقیماً سربازان ایران و نائبانش هدف قرار نمی‌گیرند. به گفته منابع آگاه راهبرد جدید بر تلاش‌های سیاسی و دیپلماتیک برای اجبار ایران به خروج از سوریه و فشار اقتصادی تأکید دارد.

آمریکا از ارائه کمک‌های بازسازی در مناطقی که نیرو‌های ایرانی و روسی حضور دارند، خودداری و همچنین شرکت‌های ایرانی و روسی که در بازسازی سوریه مشارکت داشته باشند را تحریم خواهد کرد.

به نوشته «ان‌بی‌سی» دولت ترامپ بر این باور است که ادامه فشار اقتصادی موجب می‌شود که ایران در کمک‌رسانی به نیروهایش در سوریه با مشکل روبرو شود.

به گفته پنج منبع آگاه، گر چه در راهبرد جدید، آمریکا بر رفتن بشار اسد پافشاری ندارد، اما تأکید کرده که دولت جدید (سوریه) نمی‌تواند روابط نزدیکی با ایران داشته باشد.

49311

نخست‌وزیر ارمنستان استعفا کرد، 48ساعت تا انحلال پارلمان!

 

نیکول پاشینیان روز سه شنبه در گفت وگو با شبکه تلویزیونی ارمنستان تصریح کرد تا برگزاری انتخابات پارلمانی، کفیل مقام نخست وزیری خواهد بود.

مطابق قانون اساسی ارمنستان، پارلمان این کشور در شرایطی که پس از استعفای نخست وزیر نتواند در دو دور، نخست وزیر جدید را انتخاب کند، منحل می شود. پاشینیان پیشتر گفته بود که قصد دارد در ماه دسامبر (دسامبر ) انتخابات پارلمانی زودهنگام برگزار کند.

به نظر می رسد نیکول پاشینیان که رهبری حزب مخالف دولت «یلک» را پیش از رسیدن به قدرت برعهده داشت و چند ماه پیش با رهبری اعتراض ها به نخست وزیری رسید، به دنبال برکناری پارلمان ارمنستان است.
پارلمان ارمنستان چند ماه پیش برای جلوگیری از نخست وزیری پاشینیان تلاش فراوانی کرد اما با توجه به پشتوانه مردمی و برای جلوگیری از انحلال سرانجام به او رای اعتماد داد.

پاشینیان هم که با شعار مبارزه با فساد در این کشور به قدرت رسیده است پس از نخست وزیری شمار زیادی از اعضای کابینه دولت، استانداران و مقام های ارشد دولتی را با هدف مبارزه با فساد مالی در سطوح مختلف حکومتی بی کار یا به دادگاه معرفی کرد.

6060

 

پورعلی‌گنجی: اسیر یک مصدومیت نادر در دنیای فوتبال شدم

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ مرتضی پورعلی گنجی مدافع تیم ملی که دوران مصدومیت خودش را پشت سر می گذارد بعد از دیدار تیم ملی مقابل بولیوی در جمع خبرنگاران گفت: مصدومیت برای هر بازیکنی رخ می‌دهد و من هر روز فیزیوتراپی می‌کنم تا
بتوانم هر چه سریع‌‌تر به شرایط آرمانی برگردم. مصدومیتی که دچار آن شده‌ام
در فوتبال نادر است و از هر 500 بازیکن، سه یا چهار نفر دچار آن می‌شوند.

او همچنین گفت: مان بهبودی‌ام شش تا هفت هفته دیگر طول
خواهد کشید که البته دو هفته آن طی شده است. امیدوارم بعد از بازگشتم به
میادین اتفاق خوبی برایم رخ دهد و دیگر بدشانسی نیاورم. به‌هرحال مصدومیت برای هر بازیکنی رخ می‌دهد. کی‌روش هم بازیکنانی را که
می‌توانند به تیم ملی کمک کنند، دعوت می‌کند و نفراتی هم که حضور دارند
عملکرد خیلی خوبی داشتند. من هم سعی می‌کنم بازگشت خیلی خوبی به تیم ملی
داشته باشم و با دوستان و رقبای خود نیز برای قرار گرفتن در ترکیب اصلی
بجنگم.

 

43257

تقدیم به مبینا؛ برنده‌ترین دختر امشب دنیا

فاطمه پاقلعه‌نژاد؛ احتمالا الان برای نگار، الهه، نیلوفر ، زینب و بقیه ای که باز سهم‌شان از آزادی درهای بسته بود، یکی از تلخ‌ترین شب های دنیاست. آنها باز کوشیدند و نرسیدند. با همه این حس گس و تلخی که با خود از پشت درهای بسته آزادی آوردند اما باز ته دل‌شان یک حسی بود که دیگر آن عبثی دفعات قبل را نداشته باشند.

آنها دویدند و نرسیدند اما بالاخره درهای آزادی را هرچند محدود ولی روی دخترانی از جنس خودشان گشودند. در میان همه آن ۲۰۰ نفر روی سکوها، همه که از خوتهران انتظامی و حراست نبودند. خیلی های‌شان بچه های اداری فدراسیون فوتبال بودند. خیلی های‌شان دختران تیم های ملی و البته بعضی خانواده‌های بازیکنان.  تعدادی خبرنگار و البته تک و توک آنهایی که خود را از در ورودی کمپ گذرانده بودند و مسیر میانبر یا شانس، رسانده بودشان روی سکوهای آزادی.

از میان همه آنهایی که برای اولین بار توی ورزشگاه بودند و بعد از ۴۰ سال تاریخی شدند، یکی بود که این شادی بیش از همه برایش تاریخی ست. مبینا دختر ۱۵ ساله ای که نه با پارتی آمده بود، نه خبرنگار بود و نه یکی از بچه های تیم های ملی و کارمند فدراسیون.

او اگر روال به همیشه بود باید شب را در بازداشتگاه وزرا سر می کرد.  باز پسرانه پوشیده بود و باز بازداشت شده بود. روال هم که مشخص است، باید می رفت همان جای همیشگی. این بار اما یا شانس یارش بود یا اینکه تلاش او در کنار همه آن دخترانی که باز به حق سکونشینی شان هم نرسیدند، توانسته بود یک حق را محقق کند. او یک عاشق بود که برای رسیدن به این سکوها جنگیده بود.

اگر فدراسیون و وزارت ورزش و باقی نهادهایی که وعده آمدن بانوان به استادیوم‌ها را سالهاست داده اند و هیچ وقت عملی اش نکرده بودند، اگر این بار هم این قدر با ترس و امنیتی و در نهایت این چنین بسته و گزینشی توانسته اند بخشی از وعده بزرگشان راعملی اش کنند و هنوز هم نمی دانند برای بار بعدی توان همین چند نفر را به استادیوم بردن، دارند یا نه؛ مبینا و دوستانش کسانی بودند که برای این جایگاه‌شان جنگیدند.

این دختر ۱۵ ساله امروز از سد گذشت و به سکوهای آزادی رسید . دیدیم و دیدید که ورزشگاه مقدس است. جایی که بزرگان‌مان گفته‌اند جای تعلیم و تربیت است. چطور درهایش را به روی نیمی از جامعه ببندیم به این جرم که نیمی دیگر حرمتش را نگه نمی دارند؟

مبینا نمونه ای بود برای اینکه ببینیم می شود محیط ورزشگاه ها را خانوادگی کرد و لذت برد که یک خواسته دیگر از خواسته‌های بخشی از زنان سرزمین‌مان را عملی کرده ایم.

بی تردید نگار و الهه و دوستانش حالا یک قهرمان جدید در میان‌شان دارند. مبینا که رد اشک‌های روی صورتش نشان می‌داد چقدر به سختی توانسته به اینجا برسد و با هویت دختر بودنش یک مسابقه فوتبال را از نزدیک ببیند و حالا  شاید دیگر دختران عاشق هم خود را به رویای‌شان خیلی نزدیک تر از همیشه می بینند.

امید که این سدها برداشته شود و روزی شاهد ورور همه زنان علاقمند به ورزشگاه آزادی باشیم.

 

43257